rifted lands
مناطق گسلدار
rifted mountains
کوههای گسلدار
rifted terrain
مناظر گسلدار
rifted valleys
درههای گسلدار
rifted crust
پوسته زمین گسلدار
rifted regions
مناطق گسلدار
rifted areas
مناطقی که دچار گسل شدهاند
rifted zones
ناحیههای گسلدار
rifted rocks
سنگهای گسلدار
rifted surfaces
سطوح گسلدار
the two friends rifted after a disagreement.
دوستان پس از یک اختلاف نظر از هم جدا شدند.
years of tension rifted their relationship.
سالها تنش باعث از هم پاشیدن رابطه آنها شد.
they rifted over differing opinions on politics.
آنها به دلیل تفاوت دیدگاهها در مورد سیاست از هم جدا شدند.
the family rifted during the holiday season.
خانواده در تعطیلات از هم جدا شد.
misunderstandings rifted the once close-knit group.
سوء تفاهمها باعث از هم پاشیدن گروه صمیمی سابق شد.
he felt rifted from his colleagues after the incident.
او پس از حادثه احساس کرد که از همکارانش جدا شده است.
the couple rifted after years of marriage.
زوج پس از سالها زندگی مشترک از هم جدا شدند.
they rifted due to financial disagreements.
آنها به دلیل اختلاف نظر مالی از هم جدا شدند.
old wounds rifted their friendship beyond repair.
زخمهای قدیمی دوستی آنها را غیرقابل ترمیم از هم جدا کرد.
the project rifted the team into opposing factions.
پروژه تیم را به جناحهای متضاد تقسیم کرد.
rifted lands
مناطق گسلدار
rifted mountains
کوههای گسلدار
rifted terrain
مناظر گسلدار
rifted valleys
درههای گسلدار
rifted crust
پوسته زمین گسلدار
rifted regions
مناطق گسلدار
rifted areas
مناطقی که دچار گسل شدهاند
rifted zones
ناحیههای گسلدار
rifted rocks
سنگهای گسلدار
rifted surfaces
سطوح گسلدار
the two friends rifted after a disagreement.
دوستان پس از یک اختلاف نظر از هم جدا شدند.
years of tension rifted their relationship.
سالها تنش باعث از هم پاشیدن رابطه آنها شد.
they rifted over differing opinions on politics.
آنها به دلیل تفاوت دیدگاهها در مورد سیاست از هم جدا شدند.
the family rifted during the holiday season.
خانواده در تعطیلات از هم جدا شد.
misunderstandings rifted the once close-knit group.
سوء تفاهمها باعث از هم پاشیدن گروه صمیمی سابق شد.
he felt rifted from his colleagues after the incident.
او پس از حادثه احساس کرد که از همکارانش جدا شده است.
the couple rifted after years of marriage.
زوج پس از سالها زندگی مشترک از هم جدا شدند.
they rifted due to financial disagreements.
آنها به دلیل اختلاف نظر مالی از هم جدا شدند.
old wounds rifted their friendship beyond repair.
زخمهای قدیمی دوستی آنها را غیرقابل ترمیم از هم جدا کرد.
the project rifted the team into opposing factions.
پروژه تیم را به جناحهای متضاد تقسیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید