sundered

[ایالات متحده]/ˈsʌndəd/
[بریتانیا]/ˈsʌndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جدا کردن یا تقسیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sundered hearts

قلب‌های شکسته

sundered ties

پیوندهای گسسته

sundered dreams

رویاهای درهم‌شکسته

sundered bonds

پیوندهای از هم گسیخته

sundered lives

زندگی‌های درهم‌ریخته

sundered paths

مسیرهای جدا شده

sundered souls

ارواح جدا شده

sundered worlds

جهان‌های جدا شده

sundered hopes

امیدهای درهم‌شکسته

sundered past

گذشته‌ی جدا شده

جملات نمونه

the storm sundered the old tree in half.

طوفان باعث شکستن درخت قدیمی به دو نیم شد.

the war sundered the nation into two rival factions.

جنگ کشور را به دو گروه رقیب تقسیم کرد.

their friendship was sundered by a misunderstanding.

دوستی آنها به دلیل سوء تفاهم از هم گسیخت.

the river sundered the land, creating a beautiful valley.

رودخانه زمین را شکافت و یک دره زیبا ایجاد کرد.

years of conflict sundered the community.

سال‌ها جنگ باعث از هم پاشیدن جامعه شد.

the earthquake sundered the road, making it impassable.

زلزله جاده را شکافت و آن را غیرقابل عبور کرد.

her heart was sundered by the tragic news.

قلب او با این خبرهای فاجعه بار شکسته شد.

the treaty aimed to heal the sundered relations.

توافقنامه برای ترمیم روابط از هم پاشیده هدف گذاری شد.

they tried to mend the sundered ties between their families.

آنها سعی کردند پیوندهای از هم پاشیده بین خانواده های خود را ترمیم کنند.

the artist's vision was sundered by commercial pressures.

چشم انداز هنرمند تحت فشار تجاری از هم گسیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید