ringbinder

[ایالات متحده]/ˈrɪŋˌbaɪndə(r)/
[بریتانیا]/ˈrɪŋˌbaɪndər/

ترجمه

n. یک پیوندگر با حلقه یا حلقه‌هایی که کاغذ‌های لوازم را در جای خود نگه می‌دارد؛ یک دفتر یا کتاب لوازم با مکانیزم حلقه؛ یک پوشه یا پیوندگر با حلقه‌هایی که برای سازماندهی اسناد استفاده می‌شود؛ یک پیوندگر یا کتابچه لوازم خالی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

open the ringbinder

رینگ بایندر را باز کن

close the ringbinder

رینگ بایندر را ببند

ringbinder folder

پوشه رینگ بایندر

use a ringbinder

از یک رینگ بایندر استفاده کن

ringbinder dividers

جداکننده‌های رینگ بایندر

my ringbinder

رینگ بایندر من

the red ringbinder

رینگ بایندر قرمز

ringbinders on desk

رینگ بایندرها روی میز

put in ringbinder

در رینگ بایندر قرار ده

ringbinder labels

چاپ‌های رینگ بایندر

جملات نمونه

she opened her ringbinder to take notes during the meeting.

او جلد پیوسته‌اش را باز کرد تا در حین جلسه یادداشت بگیرد.

the ringbinder fell off the shelf and scattered papers everywhere.

جلد پیوسته از رف افتاد و کاغذها را به هر جا پراکنده.

he organized his research papers in a red ringbinder.

او کاغذهای تحقیقاتی خود را در یک جلد پیوسته قرمز نظم داد.

the ringbinder spine was labeled "project documents 2024".

پشت جلد پیوسته با "مستندات پروژه 2024" برچسب گذاری شده بود.

she needed a new ringbinder for her school supplies.

او به یک جلد پیوسته جدید برای لوازم مدرسه‌اش نیاز داشت.

the ringbinder contained important legal documents.

جلد پیوسته شامل مستندات حقوقی مهمی بود.

he flipped through the ringbinder looking for the contract.

او جلد پیوسته را برگشته گشته بود تا قرارداد را پیدا کند.

the ringbinder rings were rusty and difficult to open.

حلقات جلد پیوسته زنگ‌زده بودند و باز کردن آن‌ها دشوار بود.

she updated the contents of her ringbinder regularly.

او محتویات جلد پیوسته‌اش را به طور منظم به‌روز می‌کرد.

the ringbinder was too full to close properly.

جلد پیوسته به اندازه‌ای پر بود که نمی‌توانست به درستی بسته شود.

he carried the heavy ringbinder to the office every day.

او جلد پیوسته سنگین را به دفتر هر روز حمل می‌کرد.

the ringbinder snapped shut with a loud click.

جلد پیوسته با یک صدای بلند بسته شد.

she found the missing document at the bottom of her ringbinder.

او مستندی که گم شده بود را در پایین جلد پیوسته‌اش پیدا کرد.

the ringbinder's reinforced cover protected the papers.

پوشش تقویت شده جلد پیوسته کاغذها را حفظ می‌کرد.

he purchased a premium leather ringbinder for his portfolio.

او یک جلد پیوسته از گوشت گران‌قیمت برای پرتفولیو خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید