rosiest

[ایالات متحده]/ˈrəʊzi/
[بریتانیا]/ˈroʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگ صورتی یا قرمز مانند گل رز؛ شاد و خوشبین؛ همه چیز به خوبی پیش می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

rosy cheeks

گونه‌های گلگون

rosy future

آینده‌ای زیبا

rosy outlook

دیدگاه روشن

rosy clouds

ابر‌های صورتی

جملات نمونه

a rosy, healthy infant.

یک نوزاد صورتی و سالم.

Rosy cheeks are a symbol of good health.

گونه‌های گلگون نشانه‌ای از سلامتی خوب هستند.

Rosy shot her a black look.

او نگاهی سیاه به او کرد.

life could never be rosy for them.

زندگی هرگز برای آنها گلگون نبود.

She always takes a rosy view of life.

او همیشه نگاهی خوشبینانه به زندگی دارد.

a plump, rosy little girl. Achubby person is round and plump:

یک دختربچه چاق، صورتی. یک فرد چاق و خوش‌اندام:

the strategy has produced results beyond the most rosy forecasts.

این استراتژی نتایجی فراتر از خوش‌بینی‌ترین پیش‌بینی‌ها به دست آورده است.

Her hair brushed against her rosy cheeks.

موهایش با گونه‌های گلگونش تماس پیدا کرد.

She pretends that everything in the garden is rosy, but I’ve heard that she’s heavily in debt.

او وانمود می‌کند که همه چیز در باغ گلگون است، اما شنیده‌ام که او بدهی سنگینی دارد.

Your feet are rosy-red with the glow of my heart's desire,Gleaner of my sunset songs!

پاهایتان به رنگ سرخ‌گل با درخشش آرزوی قلب من هستند، جمع‌کننده ترانه‌های غروب من!

The person that runs towards the sun must be experienced purgatorial like pungent, just can poke black clouds to see rosy clouds.

شخصی که به سمت خورشید می‌دود باید تجربه‌ای مانند تند و در حد جهنم داشته باشد، فقط می‌تواند ابرهای سیاه را سوراخ کند تا ابرهای صورتی را ببیند.

sometimes his gaze is arrested by the pink tip of her kittenish nose, sometimes his eyes slide over her rosy cheeks as if they were as frictionless as the surface of a painted miniature.

گاهی اوقات نگاهش به نوک صورتی بینی بازیگوشانه او خیره می‌شود، گاهی اوقات چشمانش روی گونه‌های گلگونش می‌لغزند انگار که به اندازه سطح یک مینیاتور نقاشی شده صاف هستند.

نمونه‌های واقعی

Only the rosy cheeks have faded.

فقط گونه‌های گلگون رنگ‌پریده شده‌اند.

منبع: Selected Literary Poems

His face, usually so rosy, was now strangely mottled.

چهره‌اش که معمولاً بسیار گلگون بود، اکنون به طرز عجیبی لکه‌دار شده بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

In the Senate, things are even less rosy.

در سنا، اوضاع حتی کمتر امیدوارکننده است.

منبع: Time

My girlfriend has rosy cheeks and blue eyes.

دوست دخترم گونه‌های گلگون و چشمان آبی دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Then the boy recovered, his cheeks again grew rosy.

سپس پسر جوان بهبودی یافت و دوباره گونه‌هایش گلگون شد.

منبع: Hans Christian Andersen's Fairy Tales

Things were looking rosy for Alexi McCammond.

برای الکسی مک‌کاموند، اوضاع امیدوارکننده به نظر می‌رسید.

منبع: The Economist - Arts

Eating nettles was a trick for rosier cheeks.

خوردن گزنه ترفندی برای داشتن گونه‌های گلگون‌تر بود.

منبع: The Economist - Arts

The rosy picture might be fading from view.

تصویر گلگون ممکن است از دید پنهان شود.

منبع: Financial Times

But in Europe the financial picture is not so rosy.

اما در اروپا، تصویر مالی آنقدر امیدوارکننده نیست.

منبع: NPR News January 2015 Compilation

The little girl has rosy cheeks.

دختر کوچولو گونه‌های گلگون دارد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید