roustabouts

[ایالات متحده]/ˈraʊstəbaʊt/
[بریتانیا]/ˈraʊstəbaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر اسکله یا دستیار عرشه؛ کارگر غیر ماهر یا نیمه ماهر

عبارات و ترکیب‌ها

roustabout work

کار رُست‌بوتی

roustabout job

شغل رُست‌بوتی

roustabout duties

وظایف رُست‌بوتی

roustabout role

نقش رُست‌بوتی

roustabout position

موقعیت رُست‌بوتی

roustabout tasks

وظایف رُست‌بوتی

roustabout crew

خدمه رُست‌بوتی

roustabout skills

مهارت‌های رُست‌بوتی

roustabout experience

تجربه رُست‌بوتی

roustabout training

آموزش رُست‌بوتی

جملات نمونه

the roustabout worked tirelessly on the oil rig.

خدمتکار روی سکوی نفتی به سختی و بی‌وقفه کار می‌کرد.

as a roustabout, he learned many skills on the job.

همانطور که خدمتکار بود، او مهارت‌های زیادی را در حین کار آموخت.

the roustabout was responsible for various tasks.

خدمتکار مسئول انجام وظایف مختلف بود.

she hired a roustabout to help with the event setup.

او برای کمک به آماده‌سازی رویداد، یک خدمتکار استخدام کرد.

the roustabout's job was physically demanding.

کار خدمتکار از نظر جسمی طاقت‌فرسا بود.

roustabouts often work long hours in challenging conditions.

خدمتکاران اغلب ساعت‌های طولانی در شرایط دشوار کار می‌کنند.

his experience as a roustabout helped him advance in his career.

تجربه او به عنوان خدمتکار به او کمک کرد تا در حرفه خود پیشرفت کند.

the roustabout quickly adapted to the fast-paced environment.

خدمتکار به سرعت با محیط پرشتاب سازگار شد.

many roustabouts start their careers in the oil industry.

بسیاری از خدمتکاران شروع به کار خود در صنعت نفت می‌کنند.

being a roustabout requires teamwork and communication skills.

بودن یک خدمتکار نیاز به کار تیمی و مهارت‌های ارتباطی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید