| جمع | runches |
i usually go for a runch with my colleagues on fridays.
من معمولاً در پنجشنبهها با همکارانم یک رانچ میروم.
we scheduled a runch meeting to discuss the new project.
ما یک جلسه رانچ را برای بحث پروژه جدید برنامهریزی کردیم.
the runch club meets every tuesday at the park.
کلوب رانچ هر دوشنبه در پارک جمع میشود.
i need a runch break to clear my head.
من نیاز به یک استراحت رانچ برای پاک کردن سر من دارم.
let's make it a runch date instead of dinner.
بجای شام، آن را یک دعوت رانچ بگذار.
she's my favorite runch partner because we share similar pace.
او بهترین همراه رانچ من است چون ما سرعت مشابهی داریم.
the runch session was postponed due to rain.
جلسه رانچ به دلیل باران به تعویق افتاد.
i joined a running club that organizes weekly runches.
من به یک کلوب دویدن پیوستم که هر هفته رانچهایی برگزار میکند.
our runch walk turned into a longer jog through the neighborhood.
پیاده روی رانچ ما به یک دویدن طولانیتر در محله تبدیل شد.
i try to fit in a quick runch during my lunch break.
من سعی میکنم یک رانچ سریع در حین استراحت ناهارم بگذارم.
the runch catch-up with my mentor was very productive.
گفتگوی رانچ با مربی من بسیار مفید بود.
we had a business runch at the new restaurant downtown.
ما یک رانچ کاری در رستوران جدید شهر مرکزی داشتیم.
my runch routine includes a 20-minute jog around the lake.
روتین رانچ من شامل یک دویدن ۲۰ دقیقهای دور دریاچه است.
i'm planning a weekend runch with my college friends.
من یک رانچ انتهای هفته با دوستان دانشگاهیام را برنامهریزی میکنم.
our team runch helps us bond while staying fit.
رانچ تیم ما به ما کمک میکند تا در حال حفظ سلامتی با هم نزدیک شویم.
i usually go for a runch with my colleagues on fridays.
من معمولاً در پنجشنبهها با همکارانم یک رانچ میروم.
we scheduled a runch meeting to discuss the new project.
ما یک جلسه رانچ را برای بحث پروژه جدید برنامهریزی کردیم.
the runch club meets every tuesday at the park.
کلوب رانچ هر دوشنبه در پارک جمع میشود.
i need a runch break to clear my head.
من نیاز به یک استراحت رانچ برای پاک کردن سر من دارم.
let's make it a runch date instead of dinner.
بجای شام، آن را یک دعوت رانچ بگذار.
she's my favorite runch partner because we share similar pace.
او بهترین همراه رانچ من است چون ما سرعت مشابهی داریم.
the runch session was postponed due to rain.
جلسه رانچ به دلیل باران به تعویق افتاد.
i joined a running club that organizes weekly runches.
من به یک کلوب دویدن پیوستم که هر هفته رانچهایی برگزار میکند.
our runch walk turned into a longer jog through the neighborhood.
پیاده روی رانچ ما به یک دویدن طولانیتر در محله تبدیل شد.
i try to fit in a quick runch during my lunch break.
من سعی میکنم یک رانچ سریع در حین استراحت ناهارم بگذارم.
the runch catch-up with my mentor was very productive.
گفتگوی رانچ با مربی من بسیار مفید بود.
we had a business runch at the new restaurant downtown.
ما یک رانچ کاری در رستوران جدید شهر مرکزی داشتیم.
my runch routine includes a 20-minute jog around the lake.
روتین رانچ من شامل یک دویدن ۲۰ دقیقهای دور دریاچه است.
i'm planning a weekend runch with my college friends.
من یک رانچ انتهای هفته با دوستان دانشگاهیام را برنامهریزی میکنم.
our team runch helps us bond while staying fit.
رانچ تیم ما به ما کمک میکند تا در حال حفظ سلامتی با هم نزدیک شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید