rusher

[ایالات متحده]/ˈrʌʃə/
[بریتانیا]/ˈrʌʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزشکار که به جلو می‌دود، به‌ویژه در ورزش‌ها
Word Forms
جمعrushers

عبارات و ترکیب‌ها

fast rusher

دویدن سریع

offensive rusher

حمله کننده سریع

defensive rusher

دفاع کننده سریع

quarterback rusher

حمله کننده سریع کوارتربک

speed rusher

دویدن سریع

power rusher

دویدن قدرتمند

edge rusher

حاشیه دویدن

run rusher

دویدن

ball rusher

دویدن توپ

lead rusher

دویدن پیشرو

جملات نمونه

the rusher quickly moved through the crowd.

جوم رو به سرعت از میان جمعیت عبور داد.

she is known as a rusher in the office.

او به عنوان یک فرد عجول در دفتر شناخته می شود.

the rusher finished the project ahead of schedule.

فرد عجول پروژه را زودتر از موعد مقرر به پایان رساند.

during the rush hour, every rusher is in a hurry.

در ساعات شلوغی، هر فرد عجولی در عجله است.

being a rusher can lead to mistakes.

عجول بودن می تواند منجر به اشتباه شود.

the rusher grabbed the last ticket for the concert.

فرد عجول آخرین بلیط را برای کنسرت برداشت.

as a rusher, he often misses important details.

به عنوان یک فرد عجول، او اغلب جزئیات مهم را از دست می دهد.

she felt like a rusher during the busy season.

او در فصل شلوغ مانند یک فرد عجول احساس می کرد.

the rusher dodged traffic to get to work on time.

فرد عجول از ترافیک جا خالی داد تا به موقع به سر کار برسد.

he is a notorious rusher in the running community.

او یک فرد عجول مشهور در جامعه دویدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید