résider

[ایالات متحده]//ˈrezɪdeɪ//
[بریتانیا]//ˈrezɪdeɪ//

ترجمه

v. زندگی در یک مکان خاص؛ وجود یا حضور؛ در یک مکان یا چیز خاص بودن.

جملات نمونه

she currently resides in paris.

او در حال حاضر در پاریس زندگی می‌کند.

they have resided in this neighborhood for over twenty years.

آنها بیش از دو دهه در این ناحیه زندگی می‌کنند.

the ambassador resides at the diplomatic residence.

فرستاده در محل سکونت دیپلماتیک زندگی می‌کند.

he resides in the eastern district of the city.

او در منطقه شرقی شهر زندگی می‌کند.

many artists reside in montmartre.

بanyak هنرمندان در مونتمارتر زندگی می‌کنند.

the royal family resides in the palace during summer.

خانواده皇室 در تابستان در قصر زندگی می‌کنند.

our grandparents reside in the countryside.

پدربزرگ و مادربزرگ ما در روستا زندگی می‌کنند.

the professor resides on campus during the academic year.

پروفسور در طول سال تحصیلی روی کampus زندگی می‌کند.

she resides with her family near the lake.

او با خانواده‌اش در نزدیکی دریاچه زندگی می‌کند.

most employees reside within a ten-kilometer radius of the office.

بیشتر کارمندان در محدوده ده کیلومتری اداره زندگی می‌کنند.

the retired couple resides in a small coastal town.

زوج بازنشسته در یک شهر ساحلی کوچک زندگی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید