sacreds

[ایالات متحده]//ˈseɪkrɪdz//
[بریتانیا]//ˈseɪkrɪdz//

ترجمه

adj. (Archaic or Non-standard) مربوط به یا متصل به دین؛ مقدس.
n. pl. چیزهای مخصوص یا اختصاص داده شده به خدمت یک خدای؛ ریت‌ها یا وظایف دینی.

جملات نمونه

the sacreds of this ancient temple are protected by priests.

سروی‌های این معبد باستانی توسط روحانیان حفظ می‌شوند.

we must respect the sacreds of different religions.

ما باید سروی‌های مذهب‌های مختلف را احترام بگذاریم.

the museum houses many sacreds from the medieval period.

موزه بسیاری از سروی‌های دوره میانه را در خود جای داده است.

these sacreds are not meant for public display.

این سروی‌ها برای نمایش عمومی منظور نشده‌اند.

the king safeguarded the royal sacreds.

پادشاه سروی‌های مربوط به پادشاهی را حفظ می‌کرد.

pilgrims bring their own sacreds to the holy site.

مُسافرین مذهبی سروی‌های خود را به مکان مقدس می‌آورند.

the sacreds were buried with the king.

سروی‌ها با پادشاه دفن شدند.

some sacreds are considered too powerful for ordinary people.

برخی از سروی‌ها برای مردم عادی قدرت‌مند شمرده می‌شوند.

the temple guards the sacreds from thieves.

معبد سروی‌ها را از راه‌گذاران حفظ می‌کند.

anthropologists study how different cultures preserve their sacreds.

antroپولوگیست‌ها روی اینکه فرهنگ‌های مختلف چگونه سروی‌های خود را حفظ می‌کنند مطالعه می‌کنند.

the village elders protect the community sacreds.

بزرگ‌ترین افراد روستا سروی‌های جامعه را حفظ می‌کنند.

ancient sacreds were discovered in the archaeological dig.

سروی‌های باستانی در حفاری باستان‌شناسی کشف شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید