salved

[ایالات متحده]/sælvd/
[بریتانیا]/sælvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای آرام کردن یا کاهش احساس گناه یا ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

salved feelings

احساسات التیام‌یافته

salved wounds

زخم‌های التیام‌یافته

salved pride

غرور التیام‌یافته

salved conscience

وجدان التیام‌یافته

salved sorrow

غم التیام‌یافته

salved spirits

روح‌های التیام‌یافته

salved anger

خشم التیام‌یافته

salved heart

قلب التیام‌یافته

salved anxiety

اضطراب التیام‌یافته

salved doubts

شک‌های التیام‌یافته

جملات نمونه

the team salved their reputation after the scandal.

تیم اعتبار خود را پس از رسوایی نجات داد.

she salved her conscience by donating to charity.

او وجدان خود را با اهدا به خیریه آرام کرد.

the workers salved the damaged equipment.

کارگران تجهیزات آسیب دیده را تعمیر کردند.

he salved his wounds with a soothing balm.

او زخم های خود را با یک مرهم تسکین دهنده التیام بخشید.

the company salved its losses with a new strategy.

شرکت با یک استراتژی جدید تلفات خود را جبران کرد.

they salved their differences and worked together.

آنها اختلافات خود را کنار گذاشتند و با هم کار کردند.

the apology salved her hurt feelings.

عذرخواهی باعث آرامش احساسات آسیب دیده او شد.

he salved the situation with a quick joke.

او با یک شوخی سریع، شرایط را آرام کرد.

they salved their fears by preparing thoroughly.

آنها با آمادگی کامل ترس های خود را از بین بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید