salved feelings
احساسات التیامیافته
salved wounds
زخمهای التیامیافته
salved pride
غرور التیامیافته
salved conscience
وجدان التیامیافته
salved sorrow
غم التیامیافته
salved spirits
روحهای التیامیافته
salved anger
خشم التیامیافته
salved heart
قلب التیامیافته
salved anxiety
اضطراب التیامیافته
salved doubts
شکهای التیامیافته
the team salved their reputation after the scandal.
تیم اعتبار خود را پس از رسوایی نجات داد.
she salved her conscience by donating to charity.
او وجدان خود را با اهدا به خیریه آرام کرد.
the workers salved the damaged equipment.
کارگران تجهیزات آسیب دیده را تعمیر کردند.
he salved his wounds with a soothing balm.
او زخم های خود را با یک مرهم تسکین دهنده التیام بخشید.
the company salved its losses with a new strategy.
شرکت با یک استراتژی جدید تلفات خود را جبران کرد.
they salved their differences and worked together.
آنها اختلافات خود را کنار گذاشتند و با هم کار کردند.
the apology salved her hurt feelings.
عذرخواهی باعث آرامش احساسات آسیب دیده او شد.
he salved the situation with a quick joke.
او با یک شوخی سریع، شرایط را آرام کرد.
they salved their fears by preparing thoroughly.
آنها با آمادگی کامل ترس های خود را از بین بردند.
salved feelings
احساسات التیامیافته
salved wounds
زخمهای التیامیافته
salved pride
غرور التیامیافته
salved conscience
وجدان التیامیافته
salved sorrow
غم التیامیافته
salved spirits
روحهای التیامیافته
salved anger
خشم التیامیافته
salved heart
قلب التیامیافته
salved anxiety
اضطراب التیامیافته
salved doubts
شکهای التیامیافته
the team salved their reputation after the scandal.
تیم اعتبار خود را پس از رسوایی نجات داد.
she salved her conscience by donating to charity.
او وجدان خود را با اهدا به خیریه آرام کرد.
the workers salved the damaged equipment.
کارگران تجهیزات آسیب دیده را تعمیر کردند.
he salved his wounds with a soothing balm.
او زخم های خود را با یک مرهم تسکین دهنده التیام بخشید.
the company salved its losses with a new strategy.
شرکت با یک استراتژی جدید تلفات خود را جبران کرد.
they salved their differences and worked together.
آنها اختلافات خود را کنار گذاشتند و با هم کار کردند.
the apology salved her hurt feelings.
عذرخواهی باعث آرامش احساسات آسیب دیده او شد.
he salved the situation with a quick joke.
او با یک شوخی سریع، شرایط را آرام کرد.
they salved their fears by preparing thoroughly.
آنها با آمادگی کامل ترس های خود را از بین بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید