scampering

[ایالات متحده]/ˈskæmpərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskæmpərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و به صورت بازیگوشانه دویدن یا حرکت کردن؛ به طرز ترسیده فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scampering children

کودکان در حال جست و خیز

scampering away

در حال دور شدن

scampering mice

موش های در حال جست و خیز

scampering rabbits

خرگوش های در حال جست و خیز

scampering squirrels

سنجاب های در حال جست و خیز

scampering feet

پاهای در حال جست و خیز

scampering pets

حیوانات خانگی در حال جست و خیز

scampering insects

حشرات در حال جست و خیز

scampering away quickly

به سرعت در حال دور شدن

scampering up trees

بالا رفتن از درختان در حال جست و خیز

جملات نمونه

the children were scampering around the playground.

کودکان در حال بازی و جست و خیز در اطراف زمین بازی بودند.

she watched the squirrels scampering up the tree.

او شاهد بود که سنجاب‌ها به سرعت به سمت بالا درخت می‌رفتند.

the puppy was scampering after its owner.

سگ بچه به سرعت به دنبال صاحبش می‌رفت.

they saw the rabbits scampering across the field.

آنها شاهد بودند که خرگوش‌ها به سرعت در حال عبور از مزرعه هستند.

the kids were scampering to catch the ice cream truck.

بچه‌ها به سرعت برای گرفتن ماشین بستنی به اطراف می‌رفتند.

he noticed the leaves scampering in the wind.

او متوجه شد که برگ‌ها در باد به سرعت در حال حرکت هستند.

they spent the afternoon scampering through the forest.

آنها بعد از ظهر را در حال جست و خیز در جنگل گذراندند.

the kitten was scampering around the house.

گربه کوچک در حال بازی و جست و خیز در اطراف خانه بود.

after the rain, the children were scampering in puddles.

بعد از باران، بچه‌ها در حال بازی و جست و خیز در کنار برکه‌ها بودند.

they could hear the mice scampering in the walls.

آنها می‌توانستند صدای موش‌ها را بشنوند که در دیوارها به سرعت در حال حرکت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید