schmooze

[ایالات متحده]/ʃmuːz/
[بریتانیا]/ʃmuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکالمه یا گفتگوی غیررسمی
vi. در مکالمه غیررسمی شرکت کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلschmoozed
زمان گذشتهschmoozed
صفت یا فعل حال استمراریschmoozing
شکل سوم شخص مفردschmoozes
جمعschmoozes

عبارات و ترکیب‌ها

schmooze with

گفتگو با

schmooze session

جلسه معاشرت

schmooze fest

جشن معاشرت

schmooze up

معاشرت کردن

schmooze around

در اطراف معاشرت کردن

schmooze time

زمان معاشرت

schmooze party

جشن معاشرت

schmooze buddy

همراه معاشرت

schmooze network

شبکه معاشرت

schmooze talk

گفتگوی معاشرت

جملات نمونه

he loves to schmooze with influential people at parties.

او عاشق معاشرت با افراد влияگذار در مهمانی‌ها است.

she spent the evening schmoozing with potential clients.

او شب را با مشتریان بالقوه معاشرت کرد.

it's important to schmooze if you want to advance your career.

اگر می‌خواهید در حرفه خود پیشرفت کنید، معاشرت کردن مهم است.

they often schmooze over coffee to build relationships.

آنها اغلب برای ایجاد روابط در کنار قهوه معاشرت می‌کنند.

during the conference, attendees will schmooze during breaks.

در طول کنفرانس، شرکت‌کنندگان در زمان استراحت معاشرت خواهند کرد.

he has a talent for schmoozing with strangers.

او استعداد معاشرت با افراد غریبه دارد.

she knows how to schmooze her way into the inner circle.

او می‌داند چگونه با معاشرت کردن وارد حلقه داخلی شود.

networking events are perfect for schmoozing.

رویدادهای شبکه‌سازی برای معاشرت کردن عالی هستند.

he schmoozed his way to the top of the company.

او با معاشرت کردن به بالای شرکت رسید.

they spent the night schmoozing and sharing ideas.

آنها شب را با معاشرت کردن و به اشتراک گذاشتن ایده‌ها گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید