| جمع | schmucks |
big schmuck
خاممغز بزرگ
total schmuck
خاممغز تمامعیار
you schmuck
تو خاممغزی
what a schmuck
چه خاممغزی
schmuck move
حرکت خاممغزانه
schmuck face
چهره خاممغز
schmuck job
کار خاممغزانه
schmuck friend
دوست خاممغز
schmuck talk
صحبتهای خاممغزانه
schmuck idea
ایده خاممغزانه
don't be a schmuck and forget your friends.
این کار را نکنید و دوستان خود را فراموش نکنید.
he called me a schmuck for missing the meeting.
او به من گفت که برای غیبت در جلسه یک احمق بودم.
she thinks i'm a schmuck for trusting him.
او فکر می کند که من برای اعتماد به او یک احمق هستم.
why would you act like such a schmuck?
چرا باید مثل یک احمق رفتار کنید؟
don't be a schmuck; just apologize.
یک احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید.
he made a schmuck of himself at the party.
او در مهمانی خود را به شکل یک احمق نشان داد.
being a schmuck won't get you anywhere.
احمق بودن شما را به جایی نخواهد رساند.
she realized he was a schmuck after the date.
او متوجه شد که او بعد از قرار یک احمق بود.
stop acting like a schmuck and start being responsible.
دستورالعمل رفتار مثل یک احمق را متوقف کنید و شروع به مسئولیت پذیری کنید.
everyone knows he's a schmuck for cheating.
همه می دانند که او برای تقلب یک احمق است.
big schmuck
خاممغز بزرگ
total schmuck
خاممغز تمامعیار
you schmuck
تو خاممغزی
what a schmuck
چه خاممغزی
schmuck move
حرکت خاممغزانه
schmuck face
چهره خاممغز
schmuck job
کار خاممغزانه
schmuck friend
دوست خاممغز
schmuck talk
صحبتهای خاممغزانه
schmuck idea
ایده خاممغزانه
don't be a schmuck and forget your friends.
این کار را نکنید و دوستان خود را فراموش نکنید.
he called me a schmuck for missing the meeting.
او به من گفت که برای غیبت در جلسه یک احمق بودم.
she thinks i'm a schmuck for trusting him.
او فکر می کند که من برای اعتماد به او یک احمق هستم.
why would you act like such a schmuck?
چرا باید مثل یک احمق رفتار کنید؟
don't be a schmuck; just apologize.
یک احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید.
he made a schmuck of himself at the party.
او در مهمانی خود را به شکل یک احمق نشان داد.
being a schmuck won't get you anywhere.
احمق بودن شما را به جایی نخواهد رساند.
she realized he was a schmuck after the date.
او متوجه شد که او بعد از قرار یک احمق بود.
stop acting like a schmuck and start being responsible.
دستورالعمل رفتار مثل یک احمق را متوقف کنید و شروع به مسئولیت پذیری کنید.
everyone knows he's a schmuck for cheating.
همه می دانند که او برای تقلب یک احمق است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید