schmuck

[ایالات متحده]/ʃmʌk/
[بریتانیا]/ʃmʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق; شخصی احمق یا نادان
Word Forms
جمعschmucks

عبارات و ترکیب‌ها

big schmuck

خام‌مغز بزرگ

total schmuck

خام‌مغز تمام‌عیار

you schmuck

تو خام‌مغزی

what a schmuck

چه خام‌مغزی

schmuck move

حرکت خام‌مغزانه

schmuck face

چهره خام‌مغز

schmuck job

کار خام‌مغزانه

schmuck friend

دوست خام‌مغز

schmuck talk

صحبت‌های خام‌مغزانه

schmuck idea

ایده خام‌مغزانه

جملات نمونه

don't be a schmuck and forget your friends.

این کار را نکنید و دوستان خود را فراموش نکنید.

he called me a schmuck for missing the meeting.

او به من گفت که برای غیبت در جلسه یک احمق بودم.

she thinks i'm a schmuck for trusting him.

او فکر می کند که من برای اعتماد به او یک احمق هستم.

why would you act like such a schmuck?

چرا باید مثل یک احمق رفتار کنید؟

don't be a schmuck; just apologize.

یک احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید.

he made a schmuck of himself at the party.

او در مهمانی خود را به شکل یک احمق نشان داد.

being a schmuck won't get you anywhere.

احمق بودن شما را به جایی نخواهد رساند.

she realized he was a schmuck after the date.

او متوجه شد که او بعد از قرار یک احمق بود.

stop acting like a schmuck and start being responsible.

دستورالعمل رفتار مثل یک احمق را متوقف کنید و شروع به مسئولیت پذیری کنید.

everyone knows he's a schmuck for cheating.

همه می دانند که او برای تقلب یک احمق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید