| جمع | screwballers |
that screwballer
آن چنین فردی
this screwballer
این چنین فردی
old screwballer
آن چنین فرد قدیمی
he's a screwballer
او چنین فردی است
crazy screwballer
فرد سیاهگرد عجول
screwballer guy
فرد چنین فردی
screwballer kid
کودک چنین فردی
total screwballer
فرد چنین فردی کامل
you screwballer
تو چنین فردی
the screwballer surprised everyone with his unpredictable pitch.
پرتابکنندهی سکروبالر با پرتابهای غیر منتظرهاش همهرا شگفتزده کرد.
our team's screwballer struck out the last batter.
پرتابکنندهی سکروبالر تیم ما بازیکن آخر را اخراج کرد.
the veteran screwballer has been pitching for fifteen years.
پرتابکنندهی سکروبالر باسابقهی او پانزده سال است که پرتاب میکند.
young pitchers often try to become a screwballer.
پرتابکنندگان جوان اغلب سعی میکنند به یک پرتابکنندهی سکروبالر تبدیل شوند.
the screwballer threw a perfect game yesterday.
پرتابکنندهی سکروبالر دیروز یک بازی کامل پرتاب کرد.
every screwballer needs excellent wrist control.
هر پرتابکنندهی سکروبالری نیاز به کنترل عالی دست دارد.
the screwballer's signature pitch confuses batters.
پرتابهای ویژهی پرتابکنندهی سکروبالر بازیکنان را گیج میکند.
opposing teams struggle against our screwballer.
تیمهای رقبا در برابر پرتابکنندهی سکروبالر ما دشواری دارند.
the screwballer signed a new contract with the team.
پرتابکنندهی سکروبالر قرارداد جدیدی با تیم امضا کرد.
my favorite screwballer just set a new record.
پرتابکنندهی سکروبالر مورد علاقهی من تازه یک رکورد جدید تنظیم کرد.
the screwballer trains hard every day.
پرتابکنندهی سکروبالر هر روز سخت تمرین میکند.
he's known as a screwballer in the league.
او در لیگ به عنوان یک پرتابکنندهی سکروبالر شناخته میشود.
that screwballer
آن چنین فردی
this screwballer
این چنین فردی
old screwballer
آن چنین فرد قدیمی
he's a screwballer
او چنین فردی است
crazy screwballer
فرد سیاهگرد عجول
screwballer guy
فرد چنین فردی
screwballer kid
کودک چنین فردی
total screwballer
فرد چنین فردی کامل
you screwballer
تو چنین فردی
the screwballer surprised everyone with his unpredictable pitch.
پرتابکنندهی سکروبالر با پرتابهای غیر منتظرهاش همهرا شگفتزده کرد.
our team's screwballer struck out the last batter.
پرتابکنندهی سکروبالر تیم ما بازیکن آخر را اخراج کرد.
the veteran screwballer has been pitching for fifteen years.
پرتابکنندهی سکروبالر باسابقهی او پانزده سال است که پرتاب میکند.
young pitchers often try to become a screwballer.
پرتابکنندگان جوان اغلب سعی میکنند به یک پرتابکنندهی سکروبالر تبدیل شوند.
the screwballer threw a perfect game yesterday.
پرتابکنندهی سکروبالر دیروز یک بازی کامل پرتاب کرد.
every screwballer needs excellent wrist control.
هر پرتابکنندهی سکروبالری نیاز به کنترل عالی دست دارد.
the screwballer's signature pitch confuses batters.
پرتابهای ویژهی پرتابکنندهی سکروبالر بازیکنان را گیج میکند.
opposing teams struggle against our screwballer.
تیمهای رقبا در برابر پرتابکنندهی سکروبالر ما دشواری دارند.
the screwballer signed a new contract with the team.
پرتابکنندهی سکروبالر قرارداد جدیدی با تیم امضا کرد.
my favorite screwballer just set a new record.
پرتابکنندهی سکروبالر مورد علاقهی من تازه یک رکورد جدید تنظیم کرد.
the screwballer trains hard every day.
پرتابکنندهی سکروبالر هر روز سخت تمرین میکند.
he's known as a screwballer in the league.
او در لیگ به عنوان یک پرتابکنندهی سکروبالر شناخته میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید