Ellen's seeming indifference to the woman's fate.
بیتفاوتی ظاهری الن به سرنوشت زن.
time seeming to evanesce;
ظاهراً زمان در حال محو شدن است;
For all his seeming calmness, he was really very nervous.
با وجود آرامش ظاهری، او واقعاً خیلی عصبی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید