seeming

[ایالات متحده]/ˈsiːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsiːmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظاهر
adj. به نظر واقعی یا حقیقی بودن; به نظر وجود داشتن.

جملات نمونه

Ellen's seeming indifference to the woman's fate.

بی‌تفاوتی ظاهری الن به سرنوشت زن.

time seeming to evanesce;

ظاهراً زمان در حال محو شدن است;

For all his seeming calmness, he was really very nervous.

با وجود آرامش ظاهری، او واقعاً خیلی عصبی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید