seined fish
ماهی صید شده
seined river
رودخانه صید شده
seined area
منطقه صید شده
seined net
تور صید
seined catch
صید
seined waters
آبهای صید شده
seined species
گونههای صید شده
seined coastline
خط ساحلی صید شده
seined method
روش صید
they seined the river for fish.
آنها رودخانه را برای ماهیگیری حصارکشی کردند.
the fishermen seined the bay at dawn.
ماهیتگیران در سپیده دم خلیج را حصارکشی کردند.
we seined the pond to check for invasive species.
ما حوضچه را برای بررسی گونههای مهاجم حصارکشی کردیم.
after the storm, they seined the coastline for debris.
بعد از طوفان، آنها خط ساحلی را برای جمعآوری زباله حصارکشی کردند.
he learned how to seine from his grandfather.
او یاد گرفت که حصارکشی را از پدربزرگش یاد بگیرد.
they seined the lake to gather data for their research.
آنها دریاچه را برای جمعآوری دادهها برای تحقیقات خود حصارکشی کردند.
she watched as the crew seined the area for shrimp.
او تماشا کرد که خدمه برای گرفتن میگوی حصارکشی کردند.
we seined the estuary to study the local fish population.
ما برای مطالعه جمعیت ماهیهای محلی در تالاب حصارکشی کردیم.
during the summer, they often seined at the beach.
در طول تابستان، آنها اغلب در ساحل حصارکشی میکردند.
the children seined the creek for minnows.
کودکان برای گرفتن ماهیهای کوچک در نهر حصارکشی کردند.
seined fish
ماهی صید شده
seined river
رودخانه صید شده
seined area
منطقه صید شده
seined net
تور صید
seined catch
صید
seined waters
آبهای صید شده
seined species
گونههای صید شده
seined coastline
خط ساحلی صید شده
seined method
روش صید
they seined the river for fish.
آنها رودخانه را برای ماهیگیری حصارکشی کردند.
the fishermen seined the bay at dawn.
ماهیتگیران در سپیده دم خلیج را حصارکشی کردند.
we seined the pond to check for invasive species.
ما حوضچه را برای بررسی گونههای مهاجم حصارکشی کردیم.
after the storm, they seined the coastline for debris.
بعد از طوفان، آنها خط ساحلی را برای جمعآوری زباله حصارکشی کردند.
he learned how to seine from his grandfather.
او یاد گرفت که حصارکشی را از پدربزرگش یاد بگیرد.
they seined the lake to gather data for their research.
آنها دریاچه را برای جمعآوری دادهها برای تحقیقات خود حصارکشی کردند.
she watched as the crew seined the area for shrimp.
او تماشا کرد که خدمه برای گرفتن میگوی حصارکشی کردند.
we seined the estuary to study the local fish population.
ما برای مطالعه جمعیت ماهیهای محلی در تالاب حصارکشی کردیم.
during the summer, they often seined at the beach.
در طول تابستان، آنها اغلب در ساحل حصارکشی میکردند.
the children seined the creek for minnows.
کودکان برای گرفتن ماهیهای کوچک در نهر حصارکشی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید