self-doubt creeps
خزیدن تردید در خود
overcoming self-doubt
غلبه بر تردید در خود
filled with self-doubt
پر از تردید در خود
self-doubt lingers
تردید در خود ماندگار است
battling self-doubt
مبارزه با تردید در خود
despite self-doubt
با وجود تردید در خود
self-doubt arises
تردید در خود پدید می آید
facing self-doubt
مواجهه با تردید در خود
self-doubt diminished
کاهش تردید در خود
fueled by self-doubt
ترغیب شده توسط تردید در خود
she battled with self-doubt and almost missed the opportunity.
او با تردید در خود درگیر بود و تقریباً از دست دادن فرصت را تجربه کرد.
overcoming self-doubt is crucial for achieving your goals.
غلبه بر تردید در خود برای دستیابی به اهداف شما بسیار مهم است.
his self-doubt stemmed from a history of criticism.
تردید در خود او ناشی از سابقه انتقاد بود.
don't let self-doubt hold you back from trying new things.
نگذارید تردید در خود مانع از امتحان کردن چیزهای جدید شود.
she expressed her self-doubt about the project's success.
او ابراز تردید خود در مورد موفقیت پروژه کرد.
he managed to silence his self-doubt and delivered a great speech.
او توانست تردید در خود را خاموش کند و یک سخنرانی عالی ارائه دهد.
the constant self-doubt eroded her confidence.
تردید دائمی در خود اعتماد به نفس او را از بین برد.
it's important to challenge your self-doubt with positive affirmations.
مهم است که تردید در خود را با عبارات مثبت به چالش بکشید.
he acknowledged his self-doubt but pushed forward anyway.
او به تردید در خود اعتراف کرد اما با این وجود به جلو رفت.
self-doubt can be a barrier to personal growth.
تردید در خود می تواند مانعی برای رشد شخصی باشد.
she questioned her abilities due to self-doubt.
او به دلیل تردید در خود توانایی های خود را زیر سوال برد.
he used mindfulness to address his self-doubt.
او از ذهن آگاهی برای مقابله با تردید در خود استفاده کرد.
self-doubt creeps
خزیدن تردید در خود
overcoming self-doubt
غلبه بر تردید در خود
filled with self-doubt
پر از تردید در خود
self-doubt lingers
تردید در خود ماندگار است
battling self-doubt
مبارزه با تردید در خود
despite self-doubt
با وجود تردید در خود
self-doubt arises
تردید در خود پدید می آید
facing self-doubt
مواجهه با تردید در خود
self-doubt diminished
کاهش تردید در خود
fueled by self-doubt
ترغیب شده توسط تردید در خود
she battled with self-doubt and almost missed the opportunity.
او با تردید در خود درگیر بود و تقریباً از دست دادن فرصت را تجربه کرد.
overcoming self-doubt is crucial for achieving your goals.
غلبه بر تردید در خود برای دستیابی به اهداف شما بسیار مهم است.
his self-doubt stemmed from a history of criticism.
تردید در خود او ناشی از سابقه انتقاد بود.
don't let self-doubt hold you back from trying new things.
نگذارید تردید در خود مانع از امتحان کردن چیزهای جدید شود.
she expressed her self-doubt about the project's success.
او ابراز تردید خود در مورد موفقیت پروژه کرد.
he managed to silence his self-doubt and delivered a great speech.
او توانست تردید در خود را خاموش کند و یک سخنرانی عالی ارائه دهد.
the constant self-doubt eroded her confidence.
تردید دائمی در خود اعتماد به نفس او را از بین برد.
it's important to challenge your self-doubt with positive affirmations.
مهم است که تردید در خود را با عبارات مثبت به چالش بکشید.
he acknowledged his self-doubt but pushed forward anyway.
او به تردید در خود اعتراف کرد اما با این وجود به جلو رفت.
self-doubt can be a barrier to personal growth.
تردید در خود می تواند مانعی برای رشد شخصی باشد.
she questioned her abilities due to self-doubt.
او به دلیل تردید در خود توانایی های خود را زیر سوال برد.
he used mindfulness to address his self-doubt.
او از ذهن آگاهی برای مقابله با تردید در خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید