| جمع | seven-days |
seven-day week
هفته هفت روزه
seven-day trial
دوره آزمایشی هفت روزه
seven-day period
دوره هفت روزه
seven-day forecast
پیشبینی هفت روزه
seven-day pass
گذرنامه هفت روزه
seven-day challenge
چالش هفت روزه
seven-day plan
برنامه هفت روزه
seven-day trip
سفر هفت روزه
seven-day window
فاصله زمانی هفت روزه
seven-day deadline
مهلت هفت روزه
we booked a seven-day all-inclusive resort package.
ما یک بسته تعطیلات اقامت همهجانبه به مدت هفت روز رزرو کردیم.
the team completed a seven-day intensive training program.
تیم یک برنامه آموزشی فشرده به مدت هفت روز را تکمیل کرد.
they spent a relaxing seven-day vacation in hawaii.
آنها یک تعطیلات آرام به مدت هفت روز را در هاوایی گذراندند.
the project deadline is extended to a seven-day window.
مهلت پروژه به یک بازه هفت روزه تمدید شده است.
he underwent a seven-day isolation period after testing positive.
پس از تست مثبت، او یک دوره قرنطینه هفت روزه را پشت سر گذاشت.
the company offered a seven-day free trial of the software.
شرکت یک دوره آزمایشی رایگان به مدت هفت روزه نرم افزار را ارائه کرد.
the hikers planned a challenging seven-day trek through the mountains.
گردشگران یک سفر دشوار هفت روزه از میان کوهها برنامهریزی کردند.
the new employee completed a seven-day onboarding process.
کارمند جدید یک فرآیند استخدام هفت روزه را تکمیل کرد.
the museum exhibit will run for a seven-day period.
نمایشگاه موزه برای یک دوره هفت روزه برگزار خواهد شد.
the patient received a seven-day course of antibiotics.
بیمار یک دوره هفت روزه آنتیبیوتیک دریافت کرد.
they embarked on a seven-day road trip across the country.
آنها یک سفر جادهای هفت روزه در سراسر کشور آغاز کردند.
seven-day week
هفته هفت روزه
seven-day trial
دوره آزمایشی هفت روزه
seven-day period
دوره هفت روزه
seven-day forecast
پیشبینی هفت روزه
seven-day pass
گذرنامه هفت روزه
seven-day challenge
چالش هفت روزه
seven-day plan
برنامه هفت روزه
seven-day trip
سفر هفت روزه
seven-day window
فاصله زمانی هفت روزه
seven-day deadline
مهلت هفت روزه
we booked a seven-day all-inclusive resort package.
ما یک بسته تعطیلات اقامت همهجانبه به مدت هفت روز رزرو کردیم.
the team completed a seven-day intensive training program.
تیم یک برنامه آموزشی فشرده به مدت هفت روز را تکمیل کرد.
they spent a relaxing seven-day vacation in hawaii.
آنها یک تعطیلات آرام به مدت هفت روز را در هاوایی گذراندند.
the project deadline is extended to a seven-day window.
مهلت پروژه به یک بازه هفت روزه تمدید شده است.
he underwent a seven-day isolation period after testing positive.
پس از تست مثبت، او یک دوره قرنطینه هفت روزه را پشت سر گذاشت.
the company offered a seven-day free trial of the software.
شرکت یک دوره آزمایشی رایگان به مدت هفت روزه نرم افزار را ارائه کرد.
the hikers planned a challenging seven-day trek through the mountains.
گردشگران یک سفر دشوار هفت روزه از میان کوهها برنامهریزی کردند.
the new employee completed a seven-day onboarding process.
کارمند جدید یک فرآیند استخدام هفت روزه را تکمیل کرد.
the museum exhibit will run for a seven-day period.
نمایشگاه موزه برای یک دوره هفت روزه برگزار خواهد شد.
the patient received a seven-day course of antibiotics.
بیمار یک دوره هفت روزه آنتیبیوتیک دریافت کرد.
they embarked on a seven-day road trip across the country.
آنها یک سفر جادهای هفت روزه در سراسر کشور آغاز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید