shallowing waters
آبهای سطحی
shallowing off
خاموش کردن سطحی
shallowing depth
عمق سطحی
shallowing effect
اثر سطحی
shallowing analysis
تحلیل سطحی
shallowing understanding
درک سطحی
shallowing risk
خطر سطحی
shallowing line
خط سطحی
shallowing state
حالت سطحی
shallowing point
نقطه سطحی
the river is shallowing significantly after the recent rainfall.
رودخانه پس از بارش اخیر به طور قابل توجهی سطح آب خود را کم می کند.
we noticed the water was shallowing as we moved further downstream.
ما متوجه شدیم که سطح آب کم می شود وقتی ما به سمت پایین دست رودخانه حرکت کردیم.
the coastal waters are shallowing due to sediment deposition.
آب های ساحلی به دلیل رسوبات از دست رفته سطح آب خود را کم می کنند.
the study showed a shallowing of the lake bed over the past decade.
این مطالعه نشان داد که سطح زیرین دریاچه در طول ده سال گذشته کم شده است.
the shallowing of the channel impacted navigation for smaller vessels.
کاهش سطح کانال بر ناوبری برای کشتی های کوچک تأثیر گذاشته است.
the engineer predicted a gradual shallowing of the reservoir.
مهندس پیش بینی کرد که سطح مخزن به تدریج کم می شود.
the shallowing angle of the submarine was carefully monitored.
زاویه کاهش سطح زیردریایی با دقت نظارت می شود.
the data indicated a consistent shallowing of the reef ecosystem.
داده ها نشان دادند که سطح اکوسیستم ریف به طور مداوم کم می شود.
the process of shallowing the bay required extensive dredging.
فرآیند کاهش سطح خلیج نیاز به حفاری گسترده داشت.
the shallowing gradient was steeper than initially anticipated.
شیب کاهش سطح شیب تندتری نسبت به آنچه ابتدا پیش بینی شده بود.
the shallowing effect on the sonar readings was a key factor.
تاثیر کاهش سطح بر خواندن نور نوترون یک عامل کلیدی بود.
shallowing waters
آبهای سطحی
shallowing off
خاموش کردن سطحی
shallowing depth
عمق سطحی
shallowing effect
اثر سطحی
shallowing analysis
تحلیل سطحی
shallowing understanding
درک سطحی
shallowing risk
خطر سطحی
shallowing line
خط سطحی
shallowing state
حالت سطحی
shallowing point
نقطه سطحی
the river is shallowing significantly after the recent rainfall.
رودخانه پس از بارش اخیر به طور قابل توجهی سطح آب خود را کم می کند.
we noticed the water was shallowing as we moved further downstream.
ما متوجه شدیم که سطح آب کم می شود وقتی ما به سمت پایین دست رودخانه حرکت کردیم.
the coastal waters are shallowing due to sediment deposition.
آب های ساحلی به دلیل رسوبات از دست رفته سطح آب خود را کم می کنند.
the study showed a shallowing of the lake bed over the past decade.
این مطالعه نشان داد که سطح زیرین دریاچه در طول ده سال گذشته کم شده است.
the shallowing of the channel impacted navigation for smaller vessels.
کاهش سطح کانال بر ناوبری برای کشتی های کوچک تأثیر گذاشته است.
the engineer predicted a gradual shallowing of the reservoir.
مهندس پیش بینی کرد که سطح مخزن به تدریج کم می شود.
the shallowing angle of the submarine was carefully monitored.
زاویه کاهش سطح زیردریایی با دقت نظارت می شود.
the data indicated a consistent shallowing of the reef ecosystem.
داده ها نشان دادند که سطح اکوسیستم ریف به طور مداوم کم می شود.
the process of shallowing the bay required extensive dredging.
فرآیند کاهش سطح خلیج نیاز به حفاری گسترده داشت.
the shallowing gradient was steeper than initially anticipated.
شیب کاهش سطح شیب تندتری نسبت به آنچه ابتدا پیش بینی شده بود.
the shallowing effect on the sonar readings was a key factor.
تاثیر کاهش سطح بر خواندن نور نوترون یک عامل کلیدی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید