shanking a shot
ضربه زدن ناموفق
shanking the ball
ضربه زدن ناموفق به توپ
shanking it badly
به شدت ضربه زدن ناموفق
shanking under pressure
ضربه زدن ناموفق تحت فشار
shanking during practice
ضربه زدن ناموفق در طول تمرین
shanking my drive
ضربه زدن ناموفق به درایو
shanking the putt
ضربه زدن ناموفق به پوت
shanking off target
ضربه زدن ناموفق و خارج از هدف
shanking consistently
به طور مداوم ضربه زدن ناموفق
shanking with fear
ضربه زدن ناموفق از ترس
he was shanking the ball during practice.
او در طول تمرین، توپ را با ضربه نامناسب میزد.
she noticed her friend shanking his golf shot.
او متوجه شد که دوستش در حال ضربه نامناسب به توپ گلف است.
the player was shanking his serves all day.
بازیکن در تمام روز سرویسهای خود را با ضربه نامناسب میزد.
after shanking the last throw, he felt embarrassed.
بعد از ضربه نامناسب به پرتاب آخر، او احساس شرمندگی کرد.
shanking can happen to anyone, even professionals.
ضربه نامناسب میتواند برای هر کسی اتفاق بیفتد، حتی متخصصان.
he worked on his technique to avoid shanking.
او برای جلوگیری از ضربه نامناسب روی تکنیک خود کار کرد.
shanking the ball often leads to frustration.
ضربه نامناسب به توپ اغلب منجر به ناامیدی میشود.
she was frustrated after shanking her shot.
او بعد از ضربه نامناسب به ضربهاش ناامید بود.
coaching helped him stop shanking his shots.
مربیگری به او کمک کرد تا از ضربه نامناسب به ضربههایش جلوگیری کند.
he analyzed his swing to prevent shanking.
او برای جلوگیری از ضربه نامناسب، نوسان خود را تجزیه و تحلیل کرد.
shanking a shot
ضربه زدن ناموفق
shanking the ball
ضربه زدن ناموفق به توپ
shanking it badly
به شدت ضربه زدن ناموفق
shanking under pressure
ضربه زدن ناموفق تحت فشار
shanking during practice
ضربه زدن ناموفق در طول تمرین
shanking my drive
ضربه زدن ناموفق به درایو
shanking the putt
ضربه زدن ناموفق به پوت
shanking off target
ضربه زدن ناموفق و خارج از هدف
shanking consistently
به طور مداوم ضربه زدن ناموفق
shanking with fear
ضربه زدن ناموفق از ترس
he was shanking the ball during practice.
او در طول تمرین، توپ را با ضربه نامناسب میزد.
she noticed her friend shanking his golf shot.
او متوجه شد که دوستش در حال ضربه نامناسب به توپ گلف است.
the player was shanking his serves all day.
بازیکن در تمام روز سرویسهای خود را با ضربه نامناسب میزد.
after shanking the last throw, he felt embarrassed.
بعد از ضربه نامناسب به پرتاب آخر، او احساس شرمندگی کرد.
shanking can happen to anyone, even professionals.
ضربه نامناسب میتواند برای هر کسی اتفاق بیفتد، حتی متخصصان.
he worked on his technique to avoid shanking.
او برای جلوگیری از ضربه نامناسب روی تکنیک خود کار کرد.
shanking the ball often leads to frustration.
ضربه نامناسب به توپ اغلب منجر به ناامیدی میشود.
she was frustrated after shanking her shot.
او بعد از ضربه نامناسب به ضربهاش ناامید بود.
coaching helped him stop shanking his shots.
مربیگری به او کمک کرد تا از ضربه نامناسب به ضربههایش جلوگیری کند.
he analyzed his swing to prevent shanking.
او برای جلوگیری از ضربه نامناسب، نوسان خود را تجزیه و تحلیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید