shinny

[ایالات متحده]/ˈʃɪni/
[بریتانیا]/ˈʃɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بالا رفتن یا بالا رفتن به سختی؛ زدن یک توپ؛ بالا رفتن
n. یک چوب هاکی غیررسمی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردshinnies
جمعshinnies

عبارات و ترکیب‌ها

shinny game

بازی شینی

shinny hockey

هاکی شینی

shinny ice

یخ شینی

shinny stick

چوب هاکی شینی

shinny play

بازی شینی

shinny surface

سطح شینی

shinny rink

زمین شینی

shinny rules

قوانین شینی

shinny practice

تمرین شینی

shinny team

تیم شینی

جملات نمونه

he decided to shinny up the tree to get a better view.

او تصمیم گرفت تا منظره بهتری داشته باشد، از درخت بالا برود.

she watched him shinny down the pole with ease.

او با سهولت دید که او به راحتی از قطب پایین رفت.

the kids love to shinny up the playground equipment.

بچه ها عاشق بالا رفتن از وسایل بازی هستند.

he had to shinny through a narrow gap to escape.

او برای فرار مجبور شد از یک شکاف باریک بالا برود.

they challenged each other to shinny up the cliff.

آنها یکدیگر را به بالا رفتن از صخره به چالش کشیدند.

the cat managed to shinny up to the roof.

گربه موفق شد تا به پشت بام برود.

he will shinny up the ladder to fix the roof.

او برای تعمیر سقف از نردبان بالا خواهد رفت.

she showed her little brother how to shinny up the tree.

او به برادر کوچکش نشان داد که چگونه از درخت بالا برود.

we need to shinny over to the other side of the fence.

ما باید به آن طرف حصار برویم.

he could shinny along the beam without any fear.

او می توانست بدون ترس در امتداد تیرچه حرکت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید