shinny game
بازی شینی
shinny hockey
هاکی شینی
shinny ice
یخ شینی
shinny stick
چوب هاکی شینی
shinny play
بازی شینی
shinny surface
سطح شینی
shinny rink
زمین شینی
shinny rules
قوانین شینی
shinny practice
تمرین شینی
shinny team
تیم شینی
he decided to shinny up the tree to get a better view.
او تصمیم گرفت تا منظره بهتری داشته باشد، از درخت بالا برود.
she watched him shinny down the pole with ease.
او با سهولت دید که او به راحتی از قطب پایین رفت.
the kids love to shinny up the playground equipment.
بچه ها عاشق بالا رفتن از وسایل بازی هستند.
he had to shinny through a narrow gap to escape.
او برای فرار مجبور شد از یک شکاف باریک بالا برود.
they challenged each other to shinny up the cliff.
آنها یکدیگر را به بالا رفتن از صخره به چالش کشیدند.
the cat managed to shinny up to the roof.
گربه موفق شد تا به پشت بام برود.
he will shinny up the ladder to fix the roof.
او برای تعمیر سقف از نردبان بالا خواهد رفت.
she showed her little brother how to shinny up the tree.
او به برادر کوچکش نشان داد که چگونه از درخت بالا برود.
we need to shinny over to the other side of the fence.
ما باید به آن طرف حصار برویم.
he could shinny along the beam without any fear.
او می توانست بدون ترس در امتداد تیرچه حرکت کند.
shinny game
بازی شینی
shinny hockey
هاکی شینی
shinny ice
یخ شینی
shinny stick
چوب هاکی شینی
shinny play
بازی شینی
shinny surface
سطح شینی
shinny rink
زمین شینی
shinny rules
قوانین شینی
shinny practice
تمرین شینی
shinny team
تیم شینی
he decided to shinny up the tree to get a better view.
او تصمیم گرفت تا منظره بهتری داشته باشد، از درخت بالا برود.
she watched him shinny down the pole with ease.
او با سهولت دید که او به راحتی از قطب پایین رفت.
the kids love to shinny up the playground equipment.
بچه ها عاشق بالا رفتن از وسایل بازی هستند.
he had to shinny through a narrow gap to escape.
او برای فرار مجبور شد از یک شکاف باریک بالا برود.
they challenged each other to shinny up the cliff.
آنها یکدیگر را به بالا رفتن از صخره به چالش کشیدند.
the cat managed to shinny up to the roof.
گربه موفق شد تا به پشت بام برود.
he will shinny up the ladder to fix the roof.
او برای تعمیر سقف از نردبان بالا خواهد رفت.
she showed her little brother how to shinny up the tree.
او به برادر کوچکش نشان داد که چگونه از درخت بالا برود.
we need to shinny over to the other side of the fence.
ما باید به آن طرف حصار برویم.
he could shinny along the beam without any fear.
او می توانست بدون ترس در امتداد تیرچه حرکت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید