I sidled up to her.
من به سمت او چرخیدم.
sidled through the narrow doorway.
از در باریک عبور کرد.
swindlers who sidle up to tourists.
کلاهبرداری که به گردشگران نزدیک میشوند.
We sidled the canoe to the riverbank.
ما قایق را به سمت ساحل رودخانه بردیم.
She sidled out of the crowded room.
او از اتاق شلوغ خارج شد.
He tried to sidle past the security guard without being noticed.
او سعی کرد بدون اینکه متوجه شود از کنار نگهبان عبور کند.
The cat began to sidle up to its owner, looking for attention.
گربه شروع به نزدیک شدن به صاحب خود کرد و به دنبال توجه بود.
She tried to sidle out of the room before anyone could stop her.
او سعی کرد قبل از اینکه کسی بتواند او را متوقف کند، از اتاق خارج شود.
The thief sidled up to the unsuspecting victim and stole her wallet.
دزد به قربانی غافلگیر شده نزدیک شد و کیف پولش را دزدید.
He always sidles into conversations, trying to eavesdrop on other people's discussions.
او همیشه وارد مکالمات میشود و سعی میکند به صحبتهای دیگران گوش دهد.
The snake began to sidle towards its prey, ready to strike at any moment.
مار شروع به نزدیک شدن به طعمه خود کرد و آماده بود هر لحظه حمله کند.
She felt someone sidle up behind her, making her nervous.
او احساس کرد کسی از پشت سرش نزدیک شده و باعث ناراحتی او شد.
The politician tried to sidle away from the controversial topic during the interview.
سیاستمدار سعی کرد در طول مصاحبه از موضوع بحثبرانگیز دور شود.
The children sidled up to the candy store, eager to pick out their favorite treats.
کودکان با اشتیاق به سمت مغازه شیرینیفروشی رفتند تا خوراکیهای مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
She saw her dog sidle towards the open gate, ready to escape.
او سگش را دید که به سمت دروازه باز میرود و آماده فرار است.
I sidled up to her.
من به سمت او چرخیدم.
sidled through the narrow doorway.
از در باریک عبور کرد.
swindlers who sidle up to tourists.
کلاهبرداری که به گردشگران نزدیک میشوند.
We sidled the canoe to the riverbank.
ما قایق را به سمت ساحل رودخانه بردیم.
She sidled out of the crowded room.
او از اتاق شلوغ خارج شد.
He tried to sidle past the security guard without being noticed.
او سعی کرد بدون اینکه متوجه شود از کنار نگهبان عبور کند.
The cat began to sidle up to its owner, looking for attention.
گربه شروع به نزدیک شدن به صاحب خود کرد و به دنبال توجه بود.
She tried to sidle out of the room before anyone could stop her.
او سعی کرد قبل از اینکه کسی بتواند او را متوقف کند، از اتاق خارج شود.
The thief sidled up to the unsuspecting victim and stole her wallet.
دزد به قربانی غافلگیر شده نزدیک شد و کیف پولش را دزدید.
He always sidles into conversations, trying to eavesdrop on other people's discussions.
او همیشه وارد مکالمات میشود و سعی میکند به صحبتهای دیگران گوش دهد.
The snake began to sidle towards its prey, ready to strike at any moment.
مار شروع به نزدیک شدن به طعمه خود کرد و آماده بود هر لحظه حمله کند.
She felt someone sidle up behind her, making her nervous.
او احساس کرد کسی از پشت سرش نزدیک شده و باعث ناراحتی او شد.
The politician tried to sidle away from the controversial topic during the interview.
سیاستمدار سعی کرد در طول مصاحبه از موضوع بحثبرانگیز دور شود.
The children sidled up to the candy store, eager to pick out their favorite treats.
کودکان با اشتیاق به سمت مغازه شیرینیفروشی رفتند تا خوراکیهای مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
She saw her dog sidle towards the open gate, ready to escape.
او سگش را دید که به سمت دروازه باز میرود و آماده فرار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید