skittered

[ایالات متحده]/ˈskɪtəʳd/
[بریتانیا]/ˈskɪtɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و به آرامی حرکت کرد; بر روی یک سطح سر خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

skittered away

دور شد

skittered past

کنار رفت

skittered along

همراه رفت

skittered off

دور شد

skittered across

از روی عبور کرد

skittered down

به پایین رفت

skittered around

چکره وار حرکت کرد

skittered into

وارد شد

skittered back

برگشت

skittered over

از روی عبور کرد

جملات نمونه

the leaves skittered across the pavement in the wind.

برگ‌ها در باد روی پیاده‌رو سر می‌خوردند.

the mouse skittered away when it heard a noise.

موش وقتی صدایی شنید، دور شد.

children skittered around the playground, laughing.

کودکان در حالی که می‌خندیدند، در زمین بازی به اطراف می‌دویدند.

as the car approached, the papers skittered off the road.

همانطور که ماشین نزدیک می‌شد، کاغذها از جاده خارج می‌شدند.

the cat skittered across the floor chasing a toy.

گربه در حالی که اسباب‌بازی را تعقیب می‌کرد، از روی زمین عبور کرد.

she skittered away from the group, feeling shy.

او احساس خجالت می‌کرد و از گروه دور شد.

leaves skittered down the street as autumn arrived.

با رسیدن پاییز، برگ‌ها از خیابان پایین می‌آمدند.

the small rocks skittered underfoot as we walked.

همانطور که راه می‌رفتیم، سنگ‌های کوچک زیر پای ما حرکت می‌کردند.

he skittered to the side to avoid the splash.

او برای جلوگیری از پاشش به یک طرف رفت.

the dog skittered excitedly around the yard.

سگ با هیجان در حیاط به اطراف می‌دوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید