slackly

[ایالات متحده]/[ˈslækli]/
[بریتانیا]/[ˈslækli]/

ترجمه

adv. به صورت لاغر یا آزاد؛ بدون انگیزه یا انرژی؛ به طور مهمل یا غفلت‌آمیز؛ بدون فشار یا تنش.

عبارات و ترکیب‌ها

slackly held

آویزان شده

slackly hanging

آویزان شده

slackly performed

انجام شده

slackly managed

مدیریت شده

slackly dressed

پوشیده شده

slackly waving

موج می‌زند

slackly smiling

می‌خندد

slackly moving

در حال حرکت است

slackly speaking

حرف می‌زند

slackly doing

در حال انجام است

جملات نمونه

he was sitting slackly in an armchair, reading a magazine.

او به طور لایقی در یک گردنگاه نشسته و یک ماهوچه را می‌خواند.

the company's performance had been slackly managed for months.

عملکرد شرکت به مدت ماه‌ها به طور لایقی مدیریت شده بود.

she held the fishing rod slackly, waiting for a bite.

او با یک حرکت لایقی چرک را نگه داشت و منتظر گرفتن یک گل‌خوری بود.

the rope hung slackly between the two trees.

ریسمان به طور لایقی بین دو درخت می‌کشید.

he began to slackly perform his duties after retirement.

او پس از بازنشستگی شروع به انجام کارهایش به طور لایقی کرد.

the muscles in her leg felt slackly weak after the injury.

عضلات پای او پس از آسیب به طور لایقی ضعیف به نظر می‌رسید.

the student slackly approached the challenging assignment.

دانش‌آموز به طور لایقی به تکلیف چالش‌برانگیز نزدیک شد.

the guard stood slackly at his post, seemingly bored.

نگهبان به طور لایقی در جای خود ایستاده و به نظر می‌رسید خسته است.

the team played slackly, resulting in a disappointing loss.

تیم به طور لایقی بازی کرد و این باعث بازگشت ناامید کننده شد.

he slackly wandered through the park, enjoying the sunshine.

او به طور لایقی از پارک عبور کرد و نور خورشید را لذت می‌برد.

the wires hung slackly from the damaged power line.

سیم‌ها به طور لایقی از خط توان رسانی آسیب دیده می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید