| جمع | slappers |
bad slapper
چاقالو بد
loud slapper
چاقالو بلند صدا
mean slapper
چاقالو بدجنس
angry slapper
چاقالو عصبانی
drunken slapper
چاقالو مست
silly slapper
چاقالو احمق
quick slapper
چاقالو سریع
funny slapper
چاقالو خنده دار
tough slapper
چاقالو سرسخت
cheeky slapper
چاقالو جسور
she gave him a playful slapper on the arm.
او یک ضربه بازیگوشانه به بازوی او زد.
the comedian's joke was a real slapper.
جک کمدین یک ضربه واقعی بود.
he felt like a slapper after that embarrassing moment.
بعد از آن لحظه خجول کننده، او احساس کرد که یک ضربه است.
she is known as a slapper in her social circle.
او در حلقه اجتماعی خود به عنوان یک ضربه شناخته می شود.
that song is a real slapper; i can't stop dancing!
آن آهنگ یک ضربه واقعی است؛ من نمی توانم دست از رقص کردن بردارم!
he tried to act tough, but he was just a slapper.
او سعی کرد وانمود کند که قوی است، اما فقط یک ضربه بود.
the party was full of slappers and fun.
جشن سرشار از ضربه و سرگرمی بود.
don't be a slapper; take things seriously.
یک ضربه نباشید؛ مسائل را جدی بگیرید.
his slapper attitude annoyed everyone at the meeting.
حرف و عمل های بی فکر او باعث ناراحتی همه در جلسه شد.
she thought his slapper comments were out of line.
او فکر کرد که نظرات بی ادبانه او نامناسب هستند.
bad slapper
چاقالو بد
loud slapper
چاقالو بلند صدا
mean slapper
چاقالو بدجنس
angry slapper
چاقالو عصبانی
drunken slapper
چاقالو مست
silly slapper
چاقالو احمق
quick slapper
چاقالو سریع
funny slapper
چاقالو خنده دار
tough slapper
چاقالو سرسخت
cheeky slapper
چاقالو جسور
she gave him a playful slapper on the arm.
او یک ضربه بازیگوشانه به بازوی او زد.
the comedian's joke was a real slapper.
جک کمدین یک ضربه واقعی بود.
he felt like a slapper after that embarrassing moment.
بعد از آن لحظه خجول کننده، او احساس کرد که یک ضربه است.
she is known as a slapper in her social circle.
او در حلقه اجتماعی خود به عنوان یک ضربه شناخته می شود.
that song is a real slapper; i can't stop dancing!
آن آهنگ یک ضربه واقعی است؛ من نمی توانم دست از رقص کردن بردارم!
he tried to act tough, but he was just a slapper.
او سعی کرد وانمود کند که قوی است، اما فقط یک ضربه بود.
the party was full of slappers and fun.
جشن سرشار از ضربه و سرگرمی بود.
don't be a slapper; take things seriously.
یک ضربه نباشید؛ مسائل را جدی بگیرید.
his slapper attitude annoyed everyone at the meeting.
حرف و عمل های بی فکر او باعث ناراحتی همه در جلسه شد.
she thought his slapper comments were out of line.
او فکر کرد که نظرات بی ادبانه او نامناسب هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید