slapper

[ایالات متحده]/ˈslæp.ər/
[بریتانیا]/ˈslæp.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که سیلی می‌زند؛ دستگاهی که صدای سیلی می‌زند؛ اصطلاح غیررسمی برای زن خوش‌گذران
شکل‌های واژه
جمعslappers

عبارات و ترکیب‌ها

bad slapper

چاقالو بد

loud slapper

چاقالو بلند صدا

mean slapper

چاقالو بدجنس

angry slapper

چاقالو عصبانی

drunken slapper

چاقالو مست

silly slapper

چاقالو احمق

quick slapper

چاقالو سریع

funny slapper

چاقالو خنده دار

tough slapper

چاقالو سرسخت

cheeky slapper

چاقالو جسور

جملات نمونه

she gave him a playful slapper on the arm.

او یک ضربه بازیگوشانه به بازوی او زد.

the comedian's joke was a real slapper.

جک کمدین یک ضربه واقعی بود.

he felt like a slapper after that embarrassing moment.

بعد از آن لحظه خجول کننده، او احساس کرد که یک ضربه است.

she is known as a slapper in her social circle.

او در حلقه اجتماعی خود به عنوان یک ضربه شناخته می شود.

that song is a real slapper; i can't stop dancing!

آن آهنگ یک ضربه واقعی است؛ من نمی توانم دست از رقص کردن بردارم!

he tried to act tough, but he was just a slapper.

او سعی کرد وانمود کند که قوی است، اما فقط یک ضربه بود.

the party was full of slappers and fun.

جشن سرشار از ضربه و سرگرمی بود.

don't be a slapper; take things seriously.

یک ضربه نباشید؛ مسائل را جدی بگیرید.

his slapper attitude annoyed everyone at the meeting.

حرف و عمل های بی فکر او باعث ناراحتی همه در جلسه شد.

she thought his slapper comments were out of line.

او فکر کرد که نظرات بی ادبانه او نامناسب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید