slummed

[ایالات متحده]/[slʌmd]/
[بریتانیا]/[slʌmd]/

ترجمه

v. (گذشته شدۀ slum) به یک منطقه فقیرتر وارد شدن، معمولاً به مدت کوتاه، تجربۀ سبک زندگی متفاوتی را داشتن.
v. (گذشته شدۀ slumming) رفتاری کرد که به عنوان بسیار نمایشگر یا تصنعی در نظر گرفته می‌شود، به ویژه در یک مکانی که محیط معمول فرد نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

slummed over

پریشان شده

slummed against

پریشان شده

slummed down

پریشان شده

slumming around

پریشان شدن

slummed into

پریشان شده

slummed forward

پریشان شده

slummed back

پریشان شده

slummed onto

پریشان شده

slummed sideways

پریشان شده

slummed to the ground

پریشان شده

جملات نمونه

the team slumped after losing the final game.

تیم پس از باختن بازی نهایی کاهش یافت.

he slumped in his chair, exhausted after the long day.

او در صندلی خود فرود آمد، پس از یک روز طولانی خسته شده.

the stock market slumped significantly last week.

بازار سهام هفته گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافت.

she slumped against the wall, feeling defeated.

او علیه دیوار فرود آمد، احساس شکست خورده داشت.

the economy slumped due to the global crisis.

اقتصاد به دلیل بحران جهانی کاهش یافت.

the company slumped into debt after poor investments.

شرکت پس از سرمایه گذاری‌های ضعیف به بدهی فروپاشید.

he slumped forward, nearly falling off the bench.

او به سمت جلو فرود آمد، تقریباً از روی صندلی افتاد.

the building slumped under the weight of the snow.

ساختمان تحت وزن برف فرود آمد.

the sales slumped during the holiday season.

فروش‌ها در فصل تعطیلات کاهش یافت.

the bridge slumped dangerously after the earthquake.

پس از زلزله، پل به طور خطرناک فرود آمد.

the player slumped to the ground in disappointment.

بازیکن به زمین فرود آمد، با احساس ناامیدی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید