smarm attack
حمله سمار
smarm fest
جشنواره سمار
smarm overload
بارگذاری بیش از حد سمار
smarm alert
هشدار سمار
smarm machine
ماشین سمار
smarm level
سطح سمار
smarm zone
منطقه سمار
smarm king
شاه سمار
smarm queen
ملکه سمار
smarm culture
فرهنگ سمار
his smarm was evident during the presentation.
اظهارات چاپلوسانهاش در طول ارائه آشکار بود.
she used smarm to win over the clients.
او از چاپلوسی برای جلب نظر مشتریان استفاده کرد.
the politician's smarm didn't convince the audience.
چاپلوسی سیاستمدار نتوانست مخاطبان را متقاعد کند.
people often see through his smarm.
مردم اغلب چاپلوسی او را درک میکنند.
her smarm was a tactic to avoid criticism.
چاپلوسی او یک تاکتیک برای اجتناب از انتقاد بود.
he tried to cover his mistakes with smarm.
او سعی کرد اشتباهات خود را با چاپلوسی بپوشاند.
the smarm in his voice made me suspicious.
چاپلوسی در صدای او باعث شد مشکوک باشم.
her smarm was off-putting to many of her colleagues.
چاپلوسی او برای بسیاری از همکارانش ناخوشایند بود.
he is known for his smarm and insincerity.
او به خاطر چاپلوسی و بیصداقتیاش شناخته میشود.
they responded to his smarm with skepticism.
آنها با شک و تردید به چاپلوسی او پاسخ دادند.
smarm attack
حمله سمار
smarm fest
جشنواره سمار
smarm overload
بارگذاری بیش از حد سمار
smarm alert
هشدار سمار
smarm machine
ماشین سمار
smarm level
سطح سمار
smarm zone
منطقه سمار
smarm king
شاه سمار
smarm queen
ملکه سمار
smarm culture
فرهنگ سمار
his smarm was evident during the presentation.
اظهارات چاپلوسانهاش در طول ارائه آشکار بود.
she used smarm to win over the clients.
او از چاپلوسی برای جلب نظر مشتریان استفاده کرد.
the politician's smarm didn't convince the audience.
چاپلوسی سیاستمدار نتوانست مخاطبان را متقاعد کند.
people often see through his smarm.
مردم اغلب چاپلوسی او را درک میکنند.
her smarm was a tactic to avoid criticism.
چاپلوسی او یک تاکتیک برای اجتناب از انتقاد بود.
he tried to cover his mistakes with smarm.
او سعی کرد اشتباهات خود را با چاپلوسی بپوشاند.
the smarm in his voice made me suspicious.
چاپلوسی در صدای او باعث شد مشکوک باشم.
her smarm was off-putting to many of her colleagues.
چاپلوسی او برای بسیاری از همکارانش ناخوشایند بود.
he is known for his smarm and insincerity.
او به خاطر چاپلوسی و بیصداقتیاش شناخته میشود.
they responded to his smarm with skepticism.
آنها با شک و تردید به چاپلوسی او پاسخ دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید