smarms

[ایالات متحده]/smɑːm/
[بریتانیا]/smɑrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خود را تعریف کردن یا جلب توجه کردن؛ (موها را) صاف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

smarm attack

حمله سمار

smarm fest

جشنواره سمار

smarm overload

بارگذاری بیش از حد سمار

smarm alert

هشدار سمار

smarm machine

ماشین سمار

smarm level

سطح سمار

smarm zone

منطقه سمار

smarm king

شاه سمار

smarm queen

ملکه سمار

smarm culture

فرهنگ سمار

جملات نمونه

his smarm was evident during the presentation.

اظهارات چاپلوسانه‌اش در طول ارائه آشکار بود.

she used smarm to win over the clients.

او از چاپلوسی برای جلب نظر مشتریان استفاده کرد.

the politician's smarm didn't convince the audience.

چاپلوسی سیاستمدار نتوانست مخاطبان را متقاعد کند.

people often see through his smarm.

مردم اغلب چاپلوسی او را درک می‌کنند.

her smarm was a tactic to avoid criticism.

چاپلوسی او یک تاکتیک برای اجتناب از انتقاد بود.

he tried to cover his mistakes with smarm.

او سعی کرد اشتباهات خود را با چاپلوسی بپوشاند.

the smarm in his voice made me suspicious.

چاپلوسی در صدای او باعث شد مشکوک باشم.

her smarm was off-putting to many of her colleagues.

چاپلوسی او برای بسیاری از همکارانش ناخوشایند بود.

he is known for his smarm and insincerity.

او به خاطر چاپلوسی و بی‌صداقتی‌اش شناخته می‌شود.

they responded to his smarm with skepticism.

آنها با شک و تردید به چاپلوسی او پاسخ دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید