smoulder

[ایالات متحده]/'sməʊldə/
[بریتانیا]/ˈsmoldɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی با دود بسوزد اما بدون شعله
n. وضعیت سوختن به آرامی با دود، به ویژه زمانی که شعله‌ای وجود ندارد
Word Forms
قسمت سوم فعلsmouldered
شکل سوم شخص مفردsmoulders
زمان گذشتهsmouldered
صفت یا فعل حال استمراریsmouldering
جمعsmoulders

عبارات و ترکیب‌ها

smouldering passion

اشتیاق فروزان

smoulder quietly

به آرامی شعله‌ور شدن

جملات نمونه

Anna smouldered with indignation.

آنا با خشم غر زد.

the controversy smouldered on for several years.

مناقشه برای چندین سال ادامه داشت.

the last acrid smoulder of his cigarette.

آخرین دود تند و زننده سیگارش.

the plane was reduced to a smouldering wreck.

هواپیما به یک آوارۀ سوخته تبدیل شد.

the bonfire still smouldered, the smoke drifting over the paddock.

آتش‌افروزی هنوز هم در حال سوختن بود، دود از روی زمین چمن به جریان افتاده بود.

Gaza is only the latest bloody reminder that when this particular conflict is left to smoulder, it tends to ignite with a bang, the reverberations of which travel far beyond Palestine itself.

غزه تنها یادآوری خونین اخیر است که وقتی این منازعه خاص رها شود، تمایل دارد با غرش شعله ور شود، ارتعاشاتی که فراتر از فلسطین به نقاط دیگر می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید