snafu

[ایالات متحده]/ˈsnæfuː/
[بریتانیا]/ˈsnæfuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث سردرگمی یا بی‌نظمی شدن
n. حالت سردرگمی یا هرج و مرج
adj. هرج و مرج، در حالت بی‌نظمی

عبارات و ترکیب‌ها

snafu situation

وضعیت هرج و مرج

snafu alert

هشدار هرج و مرج

snafu report

گزارش هرج و مرج

snafu moment

لحظه هرج و مرج

snafu fix

رفع هرج و مرج

snafu issue

مشکل هرج و مرج

snafu plan

برنامه هرج و مرج

snafu response

پاسخ هرج و مرج

snafu analysis

تجزیه و تحلیل هرج و مرج

snafu resolution

حل هرج و مرج

جملات نمونه

there was a major snafu during the project presentation.

در طول ارائه پروژه، یک اشتباه بزرگ رخ داد.

the travel plans ended up in a snafu due to bad weather.

به دلیل آب و هوای نامساعد، برنامه سفرها دچار مشکل شد.

we had a snafu with the software update that caused delays.

ما یک مشکل با به‌روزرسانی نرم‌افزار داشتیم که باعث تأخیر شد.

the meeting turned into a snafu when no one had the agenda.

جلسه به یک هرج و مرج تبدیل شد وقتی هیچ کس دستور کار را نداشت.

his explanation only added to the snafu we were already facing.

توضیحات او فقط به هرج و مرجی که از قبل با آن مواجه بودیم، اضافه کرد.

they resolved the snafu quickly and got back on track.

آنها به سرعت مشکل را حل کردند و دوباره به مسیر خود بازگشتند.

we experienced a snafu with the shipment that delayed delivery.

ما یک مشکل با ارسال کالا داشتیم که باعث تأخیر در تحویل شد.

the snafu in communication led to misunderstandings.

مشکل در ارتباط منجر به سوء تفاهم شد.

after the snafu, the team had to regroup and refocus.

پس از مشکل، تیم باید دوباره جمع شود و دوباره روی خود تمرکز کند.

it was a classic snafu that everyone could laugh about later.

یک مشکل کلاسیک بود که همه بعداً می‌توانستند در مورد آن بخندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید