snafu situation
وضعیت هرج و مرج
snafu alert
هشدار هرج و مرج
snafu report
گزارش هرج و مرج
snafu moment
لحظه هرج و مرج
snafu fix
رفع هرج و مرج
snafu issue
مشکل هرج و مرج
snafu plan
برنامه هرج و مرج
snafu response
پاسخ هرج و مرج
snafu analysis
تجزیه و تحلیل هرج و مرج
snafu resolution
حل هرج و مرج
there was a major snafu during the project presentation.
در طول ارائه پروژه، یک اشتباه بزرگ رخ داد.
the travel plans ended up in a snafu due to bad weather.
به دلیل آب و هوای نامساعد، برنامه سفرها دچار مشکل شد.
we had a snafu with the software update that caused delays.
ما یک مشکل با بهروزرسانی نرمافزار داشتیم که باعث تأخیر شد.
the meeting turned into a snafu when no one had the agenda.
جلسه به یک هرج و مرج تبدیل شد وقتی هیچ کس دستور کار را نداشت.
his explanation only added to the snafu we were already facing.
توضیحات او فقط به هرج و مرجی که از قبل با آن مواجه بودیم، اضافه کرد.
they resolved the snafu quickly and got back on track.
آنها به سرعت مشکل را حل کردند و دوباره به مسیر خود بازگشتند.
we experienced a snafu with the shipment that delayed delivery.
ما یک مشکل با ارسال کالا داشتیم که باعث تأخیر در تحویل شد.
the snafu in communication led to misunderstandings.
مشکل در ارتباط منجر به سوء تفاهم شد.
after the snafu, the team had to regroup and refocus.
پس از مشکل، تیم باید دوباره جمع شود و دوباره روی خود تمرکز کند.
it was a classic snafu that everyone could laugh about later.
یک مشکل کلاسیک بود که همه بعداً میتوانستند در مورد آن بخندند.
snafu situation
وضعیت هرج و مرج
snafu alert
هشدار هرج و مرج
snafu report
گزارش هرج و مرج
snafu moment
لحظه هرج و مرج
snafu fix
رفع هرج و مرج
snafu issue
مشکل هرج و مرج
snafu plan
برنامه هرج و مرج
snafu response
پاسخ هرج و مرج
snafu analysis
تجزیه و تحلیل هرج و مرج
snafu resolution
حل هرج و مرج
there was a major snafu during the project presentation.
در طول ارائه پروژه، یک اشتباه بزرگ رخ داد.
the travel plans ended up in a snafu due to bad weather.
به دلیل آب و هوای نامساعد، برنامه سفرها دچار مشکل شد.
we had a snafu with the software update that caused delays.
ما یک مشکل با بهروزرسانی نرمافزار داشتیم که باعث تأخیر شد.
the meeting turned into a snafu when no one had the agenda.
جلسه به یک هرج و مرج تبدیل شد وقتی هیچ کس دستور کار را نداشت.
his explanation only added to the snafu we were already facing.
توضیحات او فقط به هرج و مرجی که از قبل با آن مواجه بودیم، اضافه کرد.
they resolved the snafu quickly and got back on track.
آنها به سرعت مشکل را حل کردند و دوباره به مسیر خود بازگشتند.
we experienced a snafu with the shipment that delayed delivery.
ما یک مشکل با ارسال کالا داشتیم که باعث تأخیر در تحویل شد.
the snafu in communication led to misunderstandings.
مشکل در ارتباط منجر به سوء تفاهم شد.
after the snafu, the team had to regroup and refocus.
پس از مشکل، تیم باید دوباره جمع شود و دوباره روی خود تمرکز کند.
it was a classic snafu that everyone could laugh about later.
یک مشکل کلاسیک بود که همه بعداً میتوانستند در مورد آن بخندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید