snippings

[ایالات متحده]/ˈsnɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌ای کوچک که بریده شده است
v. عمل بریدن چیزی به تکه‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

snipping tool

ابزار برش

snipping screenshot

تصویربرداری با برش

snipping function

تابعی برای برش

snipping area

ناحیه برش

snipping image

تصویر برش خورده

snipping app

برنامه برش

snipping feature

قابلیت برش

snipping selection

انتخاب برش

snipping edit

ویرایش برش

snipping shortcut

میانبر برش

جملات نمونه

she is snipping the edges of the paper carefully.

او با دقت لبه‌های کاغذ را قیچی می‌کند.

he enjoys snipping fresh herbs for his cooking.

او از قیچی کردن گیاهان تازه برای آشپزی خود لذت می‌برد.

the artist is snipping fabric to create a collage.

هنرمند پارچه را قیچی می‌کند تا یک کولاژ بسازد.

she was snipping the flowers to arrange in a vase.

او گل‌ها را قیچی می‌کرد تا آن‌ها را در یک گلدان بچیند.

he was snipping coupons to save money.

او کوپن‌ها را قیچی می‌کرد تا پول پس‌انداز کند.

snipping the threads carefully ensures a neat finish.

قیچی کردن دقیق نخ‌ها تضمین می‌کند که کار تمام شده‌ای تمیز داشته باشید.

she loves snipping photos from magazines for her scrapbook.

او عاشق قیچی کردن عکس‌ها از مجلات برای دفتر خاطرات خود است.

he is snipping the tags off his new clothes.

او برچسب‌ها را از لباس‌های جدیدش قیچی می‌کند.

snipping the excess fabric is an important step in sewing.

قیچی کردن پارچه اضافی یک مرحله مهم در خیاطی است.

she was snipping away at the cardboard for her project.

او داشت برای پروژه‌اش روی مقوا قیچی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید