solemnesses

[ایالات متحده]/ˈsɒləmnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɑːləmnəsɪz/

ترجمه

n. جمع solemness؛ نمونه‌های ویژگی یا حالت جدی، با جدیت و با اهتمام.

جملات نمونه

the solemnities of the funeral ceremony touched everyone present.

پیروزی‌های مراسم جنازه تمام حاضرین را لمس کرد.

the priests observed all the solemnities of the ancient ritual.

پادشاهان تمام پیروزی‌های ریتیوال باستانی را رعایت کردند.

in all solemnness, the judge delivered his verdict.

دیوان با تمام جدیت حکم خود را اعلام کرد.

the wedding was marked by quiet solemnities and heartfelt vows.

این ازدواج با پیروزی‌های آرام و پیمان‌های صادقانه مشخص شد.

the memorial service maintained its solemnities despite the rain.

مراسم یادبود با پیروزی‌های خود حفظ شد در حالی که باران می‌بارید.

she spoke with a dignity and solemnness that commanded respect.

او با احترام و جدیتی که احترام را ایجاد می‌کرد صحبت کرد.

the national anthem filled the hall with appropriate solemnities.

همگی با پیروزی‌های مناسب پر شدند.

the children understood the solemnities of the moment.

کودکان پیروزی‌های لحظه را درک کردند.

court proceedings require absolute solemnities from all attendees.

پروسه دادگاه از تمام حاضرین پیروزی‌های مطلقی نیاز دارد.

the inauguration was conducted with traditional solemnities.

inaugurated با پیروزی‌های سنتی انجام شد.

his face showed the solemnities of a man who had seen too much.

چهره او پیروزی‌های یک مرد را نشان داد که بیش از حد دیده است.

the religious solemnities continued throughout the week.

پیروزی‌های مذهبی در طول هفته ادامه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید