somersault

[ایالات متحده]/'sʌməsɒlt/
[بریتانیا]/'sʌmɚsɔlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی ژیمناستیک که در آن فرد سر را به سمت پاشنه می‌چرخاند، معمولاً به جلو یا عقب حرکت می‌کند.
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلsomersaulted
زمان گذشتهsomersaulted
صفت یا فعل حال استمراریsomersaulting
جمعsomersaults
شکل سوم شخص مفردsomersaults

عبارات و ترکیب‌ها

do a somersault

انجام یک وارونگی

backward somersault

سقاط پشت به عقب

جملات نمونه

Paula's stomach turned a somersault .

شکم پائولا واژگونی زد.

his car somersaulted into a ditch.

ماشینش به درون یک گودال واژگون شد.

He performed a perfect somersault during the gymnastics competition.

او یک صمیمی کامل در مسابقه ژیمناستیک انجام داد.

The acrobat did a series of somersaults on the tightrope.

آکروبات مجموعه‌ای از صمیمی‌ها را روی طناب کشیده انجام داد.

She learned how to do a somersault in her gymnastics class.

او یاد گرفت که چگونه یک صمیمی را در کلاس ژیمناستیک خود انجام دهد.

The circus performer amazed the audience with his somersaults.

هنرمند سیرک با صمیمی‌هایش تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

The trampoline athlete executed a flawless somersault in her routine.

ورزشکار ترامپولین یک صمیمی بی‌نقص را در برنامه خود اجرا کرد.

The daredevil attempted a dangerous somersault stunt on his motorcycle.

جنجالی‌جو سعی کرد یک بدل خطرناک صمیمی را با موتورسیکلت خود انجام دهد.

The young boy was practicing somersaults in the backyard.

پسر جوان صمیمی‌ها را در حیاط پشتی تمرین می‌کرد.

The cheerleader added a somersault to her routine to impress the judges.

تشویق‌کننده برای تحت تأثیر قرار دادن داوران یک صمیمی به برنامه خود اضافه کرد.

The gymnast's somersaults were graceful and precise.

صمیمی‌های ژیمناست ظریف و دقیق بودند.

The cat did a somersault in mid-air before landing gracefully.

گربه قبل از فرود با ظرافت در هوا صمیمی انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید