sorehead

[ایالات متحده]/ˈsɔːhɛd/
[بریتانیا]/ˈsɔrˌhɛd/

ترجمه

n. فردی که اغلب عصبانی یا شکایت می‌کند؛ فردی بی‌خانمان
adj. پر از شکایات؛ بی‌خانمان
Word Forms
جمعsoreheads

عبارات و ترکیب‌ها

sorehead complaint

شکایت گوشخاره

sorehead attitude

حرف گوشخاره

sorehead remarks

اظهارات گوشخاره

sorehead response

پاسخ گوشخاره

sorehead behavior

رفتار گوشخاره

sorehead expression

حالت چهره گوشخاره

sorehead reaction

واکنش گوشخاره

sorehead issue

مشکل گوشخاره

sorehead comment

نظریه گوشخاره

sorehead feelings

احساسات گوشخاره

جملات نمونه

he's always such a sorehead after losing a game.

او همیشه بعد از باختن در یک بازی، آدم حسودی و ناراضی‌ای است.

don't be a sorehead; it's just a friendly competition.

حسودی نکن؛ فقط یک مسابقه دوستانه است.

she tends to be a sorehead when things don't go her way.

وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمی‌رود، معمولاً حسودی می‌کند.

everyone avoids him because he's such a sorehead.

همه از او دوری می‌کنند چون آدم حسودی و ناراضی‌ای است.

being a sorehead won't help you make friends.

حسودی کردن به شما کمک نمی‌کند دوست پیدا کنید.

he was a sorehead all day after the argument.

بعد از بحث، تمام روز حسودی و ناراحتی کرد.

she always has a sorehead attitude during meetings.

او همیشه در جلسات، رفتاری حسودی و ناراضی از خود نشان می‌دهد.

it's hard to work with a sorehead like him.

با آدم حسودی و ناراضی مثل او کار کردن سخت است.

stop being a sorehead and just enjoy the party.

حسودی کردن را کنار بگذارید و فقط از مهمانی لذت ببرید.

his sorehead behavior is ruining the fun for everyone.

رفتار حسودی و ناراضی او، سرگرم‌کننده بودن را برای همه خراب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید