| جمع | soreheads |
sorehead complaint
شکایت گوشخاره
sorehead attitude
حرف گوشخاره
sorehead remarks
اظهارات گوشخاره
sorehead response
پاسخ گوشخاره
sorehead behavior
رفتار گوشخاره
sorehead expression
حالت چهره گوشخاره
sorehead reaction
واکنش گوشخاره
sorehead issue
مشکل گوشخاره
sorehead comment
نظریه گوشخاره
sorehead feelings
احساسات گوشخاره
he's always such a sorehead after losing a game.
او همیشه بعد از باختن در یک بازی، آدم حسودی و ناراضیای است.
don't be a sorehead; it's just a friendly competition.
حسودی نکن؛ فقط یک مسابقه دوستانه است.
she tends to be a sorehead when things don't go her way.
وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمیرود، معمولاً حسودی میکند.
everyone avoids him because he's such a sorehead.
همه از او دوری میکنند چون آدم حسودی و ناراضیای است.
being a sorehead won't help you make friends.
حسودی کردن به شما کمک نمیکند دوست پیدا کنید.
he was a sorehead all day after the argument.
بعد از بحث، تمام روز حسودی و ناراحتی کرد.
she always has a sorehead attitude during meetings.
او همیشه در جلسات، رفتاری حسودی و ناراضی از خود نشان میدهد.
it's hard to work with a sorehead like him.
با آدم حسودی و ناراضی مثل او کار کردن سخت است.
stop being a sorehead and just enjoy the party.
حسودی کردن را کنار بگذارید و فقط از مهمانی لذت ببرید.
his sorehead behavior is ruining the fun for everyone.
رفتار حسودی و ناراضی او، سرگرمکننده بودن را برای همه خراب میکند.
sorehead complaint
شکایت گوشخاره
sorehead attitude
حرف گوشخاره
sorehead remarks
اظهارات گوشخاره
sorehead response
پاسخ گوشخاره
sorehead behavior
رفتار گوشخاره
sorehead expression
حالت چهره گوشخاره
sorehead reaction
واکنش گوشخاره
sorehead issue
مشکل گوشخاره
sorehead comment
نظریه گوشخاره
sorehead feelings
احساسات گوشخاره
he's always such a sorehead after losing a game.
او همیشه بعد از باختن در یک بازی، آدم حسودی و ناراضیای است.
don't be a sorehead; it's just a friendly competition.
حسودی نکن؛ فقط یک مسابقه دوستانه است.
she tends to be a sorehead when things don't go her way.
وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمیرود، معمولاً حسودی میکند.
everyone avoids him because he's such a sorehead.
همه از او دوری میکنند چون آدم حسودی و ناراضیای است.
being a sorehead won't help you make friends.
حسودی کردن به شما کمک نمیکند دوست پیدا کنید.
he was a sorehead all day after the argument.
بعد از بحث، تمام روز حسودی و ناراحتی کرد.
she always has a sorehead attitude during meetings.
او همیشه در جلسات، رفتاری حسودی و ناراضی از خود نشان میدهد.
it's hard to work with a sorehead like him.
با آدم حسودی و ناراضی مثل او کار کردن سخت است.
stop being a sorehead and just enjoy the party.
حسودی کردن را کنار بگذارید و فقط از مهمانی لذت ببرید.
his sorehead behavior is ruining the fun for everyone.
رفتار حسودی و ناراضی او، سرگرمکننده بودن را برای همه خراب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید