splay

[ایالات متحده]/spleɪ/
[بریتانیا]/sple/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پخش کردن
Word Forms
جمعsplays
صفت یا فعل حال استمراریsplaying
زمان گذشتهsplayed
قسمت سوم فعلsplayed
شکل سوم شخص مفردsplays

عبارات و ترکیب‌ها

splayed out

پهن شده

جملات نمونه

the girls were sitting splay-legged.

دختران با حالتی پا به پا نشسته بودند.

a splayed mortar fillet at the junction of the roof with the chimney stack.

یک قطعه ماسه سیمانی باز شده در محل اتصال سقف با دودکش.

his legs splayed out in front of him.

پاهایش به صورت کشیده شده در جلوی او بودند.

the river splayed out , deepening to become an estuary.

رودخانه پخش شد و عمیق‌تر شد تا به یک خور تبدیل شود.

the walls are pierced by splayed window openings.

دیوارها با دهانه های پنجره باز شده سوراخ شده اند.

her hands were splayed across his broad shoulders.

دست هایش به صورت باز شده روی شانه‌های پهنش قرار داشت.

he stood with his legs and arms splayed out .

او با پاهایش و دستهایش به صورت باز ایستاده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید