spoofed email
ایمیل تقلبی
spoofed website
وبسایت تقلبی
spoofed call
تماس تقلبی
spoofed identity
هویت تقلبی
spoofed message
پیام تقلبی
spoofed ip
آی پی تقلبی
spoofed signal
سیگنال تقلبی
spoofed data
اطلاعات تقلبی
spoofed account
حساب تقلبی
spoofed location
موقعیت جغرافیایی تقلبی
the email was spoofed to look like it came from a trusted source.
ایمیل جعل شده بود تا وانمود کند که از یک منبع معتبر ارسال شده است.
many users fell victim to the spoofed website.
بسیاری از کاربران قربانی وب سایت جعلی شدند.
he realized his identity had been spoofed online.
او متوجه شد که هویت او به صورت آنلاین جعل شده است.
the company took steps to prevent spoofed calls.
شرکت اقداماتی را برای جلوگیری از تماس های جعلی انجام داد.
she reported the spoofed account to the authorities.
او حساب جعلی را به مقامات گزارش کرد.
cybersecurity experts warned about spoofed messages.
متخصصان امنیت سایبری در مورد پیام های جعلی هشدار دادند.
they used a spoofed ip address to hide their location.
آنها از یک آدرس IP جعلی برای پنهان کردن موقعیت مکانی خود استفاده کردند.
the spoofed advertisement misled many customers.
تبلیغ جعلی بسیاری از مشتریان را گمراه کرد.
she was shocked to find her profile had been spoofed.
او از اینکه متوجه شد پروفایل او جعل شده است، شوکه شد.
they investigated the spoofed transaction thoroughly.
آنها به طور کامل تراکنش جعلی را بررسی کردند.
spoofed email
ایمیل تقلبی
spoofed website
وبسایت تقلبی
spoofed call
تماس تقلبی
spoofed identity
هویت تقلبی
spoofed message
پیام تقلبی
spoofed ip
آی پی تقلبی
spoofed signal
سیگنال تقلبی
spoofed data
اطلاعات تقلبی
spoofed account
حساب تقلبی
spoofed location
موقعیت جغرافیایی تقلبی
the email was spoofed to look like it came from a trusted source.
ایمیل جعل شده بود تا وانمود کند که از یک منبع معتبر ارسال شده است.
many users fell victim to the spoofed website.
بسیاری از کاربران قربانی وب سایت جعلی شدند.
he realized his identity had been spoofed online.
او متوجه شد که هویت او به صورت آنلاین جعل شده است.
the company took steps to prevent spoofed calls.
شرکت اقداماتی را برای جلوگیری از تماس های جعلی انجام داد.
she reported the spoofed account to the authorities.
او حساب جعلی را به مقامات گزارش کرد.
cybersecurity experts warned about spoofed messages.
متخصصان امنیت سایبری در مورد پیام های جعلی هشدار دادند.
they used a spoofed ip address to hide their location.
آنها از یک آدرس IP جعلی برای پنهان کردن موقعیت مکانی خود استفاده کردند.
the spoofed advertisement misled many customers.
تبلیغ جعلی بسیاری از مشتریان را گمراه کرد.
she was shocked to find her profile had been spoofed.
او از اینکه متوجه شد پروفایل او جعل شده است، شوکه شد.
they investigated the spoofed transaction thoroughly.
آنها به طور کامل تراکنش جعلی را بررسی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید