spotlamps

[ایالات متحده]/ˈspɒt.læmps/
[بریتانیا]/ˈspɑːt.læmps/

ترجمه

n. جمع spot-lamp؛ نورهای قوی با نورهای متمرکز، که در وسایل نقلیه یا روشنایی صحنه استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the stage was illuminated by bright spotlamps during the concert.

صحنه در حین کنسرت با نورهای متمرکز روشن شده بود.

photographers use powerful spotlamps for portrait sessions.

عکاسان از نورهای متمرکز قدرتمند برای جلسات پورتره استفاده می کنند.

the museum installed spotlamps to highlight the ancient artifacts.

موزه نورهای متمرکز را نصب کرد تا اشیاء باستانی را به خوبی نمایش دهد.

she adjusted the spotlamps to create dramatic shadows.

او نورهای متمرکز را تنظیم کرد تا سایه های دراماتیک ایجاد شود.

the theater spotlamps focused on the lead actor.

نورهای متمرکز تئاتر روی بازیگر اصلی متمرکز بود.

construction workers use portable spotlamps at night.

کارگران ساختمان در شب از نورهای متمرکز قابل حمل استفاده می کنند.

the photographer's studio has several professional spotlamps.

استودیو عکاس نورهای متمرکز حرفه ای متعددی دارد.

spotlamps can be energy-efficient when using led bulbs.

نورهای متمرکز می توانند زمانی که از لامپ‌های لید استفاده می شود، کارآیی انرژی داشته باشند.

the film crew set up multiple spotlamps for the night scene.

تیم فیلم‌برداری برای صحنه شب چندین نور متمرکز نصب کرد.

artists use spotlamps to illuminate their canvases in galleries.

هنرمندان از نورهای متمرکز برای روشن کردن نقاشی‌هایشان در گالری‌ها استفاده می کنند.

the detective examined the crime scene with a powerful spotlamps.

دetective با استفاده از نورهای متمرکز قدرتمند، صحنه جرم را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید