staunch

[ایالات متحده]/stɔːntʃ/
[بریتانیا]/stɔːntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قوی و محکم; مصمم; وفادار
vt. متوقف کردن; متوقف کردن خونریزی

عبارات و ترکیب‌ها

staunch supporter

حامی استوار

staunch ally

همپیمان استوار

staunch defender

دفاع‌کننده استوار

جملات نمونه

they were staunch chapel folk.

آنها مردمانی بودند که به شدت به کاپشن پایبند بودند.

a staunch defier of tradition.

یک مخالف سرسخت سنت

Politically, she is a staunch opponent of reform.

از نظر سیاسی، او یک مخالف سرسخت اصلاحات است.

a staunch supporter of the anti-nuclear lobby.

یک حامی استوار لابی ضد هسته‌ای

She’s a staunch advocate of free trade.

او یک مدافع سرسخت تجارت آزاد است.

They tried to staunch the flow of blood.

آنها سعی کردند جریان خون را متوقف کنند.

he staunched the blood with whatever came to hand.

او خون را با هر چیزی که در دسترس بود، متوقف کرد.

A staunch materialist, he decries economy.

یک ماتریالیست سرسخت، او اقتصاد را محکوم می‌کند.

Staunch anti-whaling country Australia is among those that signed the demarche.

استرالیا، کشوری سرسختانه مخالف شکار نهنگ، یکی از کشورهایی است که این یادداشت را امضا کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید