steadier hands
دستهای مطمئنتر
steadier pace
گامهای مطمئنتر
steadier mind
ذهن مطمئنتر
steadier footing
ایستادن مطمئنتر
steadier progress
پیشرفت مطمئنتر
steadier hand
دست مطمئنتر
steadier growth
رشد مطمئنتر
steadier rhythm
ریتم مطمئنتر
steadier focus
تمرکز مطمئنتر
steadier outlook
نگرش مطمئنتر
the new policy aims to create a steadier economy.
هدف سیاست جدید ایجاد یک اقتصاد پایدارتر است.
he needs to find a steadier job to support his family.
او نیاز دارد تا برای حمایت از خانوادهاش یک شغل پایدارتر پیدا کند.
with practice, her hands became steadier while painting.
با تمرین، دستهای او هنگام نقاشی ثابتتر شدند.
steadier communication can improve team performance.
ارتباطات پایدارتر میتواند عملکرد تیم را بهبود بخشد.
he felt steadier after taking a deep breath.
او بعد از یک نفس عمیق احساس ثبات بیشتری کرد.
she is looking for steadier funding for her project.
او به دنبال تأمین مالی پایدارتر برای پروژه خود است.
a steadier hand is essential for this surgery.
یک دست ثابت برای این عمل جراحی ضروری است.
they are working towards a steadier relationship.
آنها در حال تلاش برای داشتن یک رابطه پایدارتر هستند.
his voice became steadier as he gained confidence.
صدای او با افزایش اعتماد به نفس ثابتتر شد.
investing in bonds can provide steadier returns than stocks.
سرمایهگذاری در اوراق قرضه میتواند بازدهی بیشتری نسبت به سهام ارائه دهد.
steadier hands
دستهای مطمئنتر
steadier pace
گامهای مطمئنتر
steadier mind
ذهن مطمئنتر
steadier footing
ایستادن مطمئنتر
steadier progress
پیشرفت مطمئنتر
steadier hand
دست مطمئنتر
steadier growth
رشد مطمئنتر
steadier rhythm
ریتم مطمئنتر
steadier focus
تمرکز مطمئنتر
steadier outlook
نگرش مطمئنتر
the new policy aims to create a steadier economy.
هدف سیاست جدید ایجاد یک اقتصاد پایدارتر است.
he needs to find a steadier job to support his family.
او نیاز دارد تا برای حمایت از خانوادهاش یک شغل پایدارتر پیدا کند.
with practice, her hands became steadier while painting.
با تمرین، دستهای او هنگام نقاشی ثابتتر شدند.
steadier communication can improve team performance.
ارتباطات پایدارتر میتواند عملکرد تیم را بهبود بخشد.
he felt steadier after taking a deep breath.
او بعد از یک نفس عمیق احساس ثبات بیشتری کرد.
she is looking for steadier funding for her project.
او به دنبال تأمین مالی پایدارتر برای پروژه خود است.
a steadier hand is essential for this surgery.
یک دست ثابت برای این عمل جراحی ضروری است.
they are working towards a steadier relationship.
آنها در حال تلاش برای داشتن یک رابطه پایدارتر هستند.
his voice became steadier as he gained confidence.
صدای او با افزایش اعتماد به نفس ثابتتر شد.
investing in bonds can provide steadier returns than stocks.
سرمایهگذاری در اوراق قرضه میتواند بازدهی بیشتری نسبت به سهام ارائه دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید