stinky tofu
توফু بدبو
The garbage can is stinky.
سطل زباله بوی نامطبوعی میدهد.
His socks are so stinky.
جورابهایش خیلی بوی نامطبوع میدهند.
The bathroom is stinky after someone uses it.
بعد از استفاده کسی، حمام بوی نامطبوع میدهد.
The stinky odor filled the room.
بوی نامطبوع اتاق را پر کرد.
I had to hold my nose because the smell was so stinky.
چون بوی آنقدر نامطبوع بود مجبور شدم بینیام را بگیرم.
The cheese has gone stinky.
پنیر بوی نامطبوع داده است.
The stinky tofu is a popular street food in Taiwan.
توفو بدبو یک غذای خیابانی محبوب در تایوان است.
The stinky socks need to be washed immediately.
جورابهای بدبو باید فوراً شسته شوند.
He made a stinky face when he smelled the rotten eggs.
وقتی بوی تخم مرغهای گندیده را شنید، چهرهای بدبو گرفت.
The stinky smell lingered in the room for hours.
بوی نامطبوع ساعتها در اتاق ماند.
stinky tofu
توফু بدبو
The garbage can is stinky.
سطل زباله بوی نامطبوعی میدهد.
His socks are so stinky.
جورابهایش خیلی بوی نامطبوع میدهند.
The bathroom is stinky after someone uses it.
بعد از استفاده کسی، حمام بوی نامطبوع میدهد.
The stinky odor filled the room.
بوی نامطبوع اتاق را پر کرد.
I had to hold my nose because the smell was so stinky.
چون بوی آنقدر نامطبوع بود مجبور شدم بینیام را بگیرم.
The cheese has gone stinky.
پنیر بوی نامطبوع داده است.
The stinky tofu is a popular street food in Taiwan.
توفو بدبو یک غذای خیابانی محبوب در تایوان است.
The stinky socks need to be washed immediately.
جورابهای بدبو باید فوراً شسته شوند.
He made a stinky face when he smelled the rotten eggs.
وقتی بوی تخم مرغهای گندیده را شنید، چهرهای بدبو گرفت.
The stinky smell lingered in the room for hours.
بوی نامطبوع ساعتها در اتاق ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید