he stravaigs through the old town.
او به طور تصادفی از شهر قدیم عبور میکند.
she stravaigs along the beach at sunset.
او به طور تصادفی در طول ساحل در زمان غروب خورشید پیاده روی میکند.
the cat stravaigs across the garden.
گربه به طور تصادفی از میان باغ عبور میکند.
he stravaigs alone in the mountains.
او به طور تصادفی در کوهها به تنهایی پیاده روی میکند.
she stravaigs through the forest paths.
او به طور تصادفی از مسیرهای جنگل عبور میکند.
the dog stravaigs around the neighborhood.
سگ به طور تصادفی در اطراف محل سکونت پیاده روی میکند.
he stravaigs aimlessly through the streets.
او به طور تصادفی و بدون هدف از میان خیابانها عبور میکند.
she stravaigs across the meadow.
او به طور تصادفی از میان میدانچه عبور میکند.
the traveler stravaigs from village to village.
سیاح به طور تصادفی از روستا به روستا پیاده روی میکند.
he stravaigs late at night.
او به طور تصادفی در شبهای پس از آماده شدن پیاده روی میکند.
she stravaigs through the busy market.
او به طور تصادفی از میان بازار پر فعالیت عبور میکند.
the wanderer stravaigs across the moors.
گردشگر به طور تصادفی از میان تالابهای گیاهی عبور میکند.
he stravaigs through the old town.
او به طور تصادفی از شهر قدیم عبور میکند.
she stravaigs along the beach at sunset.
او به طور تصادفی در طول ساحل در زمان غروب خورشید پیاده روی میکند.
the cat stravaigs across the garden.
گربه به طور تصادفی از میان باغ عبور میکند.
he stravaigs alone in the mountains.
او به طور تصادفی در کوهها به تنهایی پیاده روی میکند.
she stravaigs through the forest paths.
او به طور تصادفی از مسیرهای جنگل عبور میکند.
the dog stravaigs around the neighborhood.
سگ به طور تصادفی در اطراف محل سکونت پیاده روی میکند.
he stravaigs aimlessly through the streets.
او به طور تصادفی و بدون هدف از میان خیابانها عبور میکند.
she stravaigs across the meadow.
او به طور تصادفی از میان میدانچه عبور میکند.
the traveler stravaigs from village to village.
سیاح به طور تصادفی از روستا به روستا پیاده روی میکند.
he stravaigs late at night.
او به طور تصادفی در شبهای پس از آماده شدن پیاده روی میکند.
she stravaigs through the busy market.
او به طور تصادفی از میان بازار پر فعالیت عبور میکند.
the wanderer stravaigs across the moors.
گردشگر به طور تصادفی از میان تالابهای گیاهی عبور میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید