strong-arm tactics
روشهای قدرتگرای
strong-arming someone
سختگیری با کسی
strong-armed him
او را سختگیری کرد
strong-arm approach
رویکرد قدرتگرای
don't strong-arm
سختگیری نکن
strong-arm negotiation
تلاش قدرتگرای
being strong-armed
دریافت سختگیری
strong-arm policy
سیاست قدرتگرای
strong-arming us
سختگیری با ما
avoid strong-arming
از سختگیری پرهیز کن
the manager tried to strong-arm us into working overtime this weekend.
مدیر سعی کرد تا ما را به طور خشونتآمیز باز کردن به کار کردن اضافی در این هفته پذیرفته شویم.
don't let them strong-arm you into a deal you don't want.
به آنها اجازه ندهید تا شما را به طور خشونتآمیز به یک معاملهای که نمیخواهید وادار کنند.
the politician was accused of strong-arming the opposition into silence.
سیاستمدار به خاطر اینکه مخالفان را به صمت گذاشتن با خشونت وادار کرده است، متهم شده است.
we couldn't let the supplier strong-arm us on price.
ما نمیتوانستیم به فروشنده اجازه دهیم که ما را در مورد قیمت با خشونت وادار کند.
he attempted to strong-arm his way into the exclusive club.
او سعی کرد با خشونت راهی به کلوب خاص پیدا کند.
the company used aggressive tactics to strong-arm smaller competitors.
شرکت از روشهای خشن استفاده کرد تا رقبای کوچکتر را وادار کند.
she refused to be strong-armed into changing her mind.
او بازدارد که با خشونت به تغییر نظرش وادار شود.
the union accused the company of strong-arming employees.
اتحادیه شرکت را متهم کرد که کارکنان را با خشونت وادار کرده است.
they tried to strong-arm the project through without proper review.
آنها سعی کردند پروژه را بدون بررسی مناسب با خشونت پیش ببرند.
the government was accused of strong-arming the media.
دولت به خاطر اینکه رسانهها را با خشونت وادار کرده است، متهم شده است.
we need to resist any attempts to strong-arm us into submission.
ما باید به هر سعیای که ما را با خشونت به پذیرش وادار کند مقاومت کنیم.
strong-arm tactics
روشهای قدرتگرای
strong-arming someone
سختگیری با کسی
strong-armed him
او را سختگیری کرد
strong-arm approach
رویکرد قدرتگرای
don't strong-arm
سختگیری نکن
strong-arm negotiation
تلاش قدرتگرای
being strong-armed
دریافت سختگیری
strong-arm policy
سیاست قدرتگرای
strong-arming us
سختگیری با ما
avoid strong-arming
از سختگیری پرهیز کن
the manager tried to strong-arm us into working overtime this weekend.
مدیر سعی کرد تا ما را به طور خشونتآمیز باز کردن به کار کردن اضافی در این هفته پذیرفته شویم.
don't let them strong-arm you into a deal you don't want.
به آنها اجازه ندهید تا شما را به طور خشونتآمیز به یک معاملهای که نمیخواهید وادار کنند.
the politician was accused of strong-arming the opposition into silence.
سیاستمدار به خاطر اینکه مخالفان را به صمت گذاشتن با خشونت وادار کرده است، متهم شده است.
we couldn't let the supplier strong-arm us on price.
ما نمیتوانستیم به فروشنده اجازه دهیم که ما را در مورد قیمت با خشونت وادار کند.
he attempted to strong-arm his way into the exclusive club.
او سعی کرد با خشونت راهی به کلوب خاص پیدا کند.
the company used aggressive tactics to strong-arm smaller competitors.
شرکت از روشهای خشن استفاده کرد تا رقبای کوچکتر را وادار کند.
she refused to be strong-armed into changing her mind.
او بازدارد که با خشونت به تغییر نظرش وادار شود.
the union accused the company of strong-arming employees.
اتحادیه شرکت را متهم کرد که کارکنان را با خشونت وادار کرده است.
they tried to strong-arm the project through without proper review.
آنها سعی کردند پروژه را بدون بررسی مناسب با خشونت پیش ببرند.
the government was accused of strong-arming the media.
دولت به خاطر اینکه رسانهها را با خشونت وادار کرده است، متهم شده است.
we need to resist any attempts to strong-arm us into submission.
ما باید به هر سعیای که ما را با خشونت به پذیرش وادار کند مقاومت کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید