stump

[ایالات متحده]/stʌmp/
[بریتانیا]/stʌmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش باقی مانده از یک درخت پس از قطع آن؛ یک اندام مصنوعی
vt. قطع کردن یک درخت؛ ایجاد مشکل یا سردرگمی؛ انجام یک سری سخنرانی‌های انتخاباتی
vi. به صورت سنگین راه رفتن؛ ارائه یک سری سخنرانی‌های انتخاباتی

عبارات و ترکیب‌ها

tree stump

تنه درخت

stump removal

حذف کنده

old stump

کنده‌ی قدیمی

rotten stump

کنده‌ی پوسیده

large stump

کنده‌ی بزرگ

on the stump

روی کنده

stump up

کنده‌ کردن

جملات نمونه

on the political stump around the country.

در تریبون سیاسی در سراسر کشور.

a candidate stumping the state.

یک نامزد که در حال تبلیغات در ایالت است.

the stump of an amputated arm.

ساقه‌ی یک دست قطع‌شده.

he is an inspiring stump speaker.

او یک سخنران تریبونی الهام‌بخش است.

there is no chance that he will be well enough to stump the country.

هیچ شانسی وجود ندارد که او به اندازه کافی خوب باشد تا کشور را به چالش بکشد.

He used the stump as a table.

او از تنه‌ی درخت قطع شده به عنوان میز استفاده کرد.

detectives are stumped for a reason for the attack.

ماموران پلیس برای یافتن دلیل حمله سردرگم هستند.

he stumped away on short thick legs.

او با پای کوتاه و ضخیم به راه خود ادامه داد.

Ignoring the thump of her footless stump,

با بی‌توجهی به ضربه ناشی از تنه‌ی درخت قطع شده بدون پا.

He went on the stump in his home state.

او در ایالت خود در تجمعات انتخاباتی سخنرانی کرد.

I barked my shin on a tree stump.

من پاشه خود را به یک توت درخت زدم.

his throw missed the stumps and went for four overthrows.

پرتاب او از دروازه‌ها دور شد و چهار بار به بیرون رفت.

education chiefs were stumped by some of the exam questions.

مدیران آموزش و پرورش در برابر برخی از سوالات امتحان دچار سردرگمی شدند.

a buyer would have to stump up at least £8.5 million for the site.

یک خریدار باید حداقل 8.5 میلیون پوند برای این سایت هزینه کند.

Jack huffed himself up and stumped out of the room.

جک با عصبانیت خودش را جمع کرد و از اتاق بیرون رفت.

Rocks and stumps supplied the place of chairs at the picnic.

صخره‌ها و تنه‌های درخت قطع شده جایگزین صندلی‌ها در پیک‌نیک شدند.

You stir your stumps and get ready for school, my girl!

شلوغی کن و برای مدرسه آماده شو، دخترم!

Another father, because crime arrives stump bicrural is penal.

پدر دیگری، زیرا ورود جرم در مناطق روستایی مجازات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید