subjetivo

[ایالات متحده]/səbˈdʒektɪv/
[بریتانیا]/səbˈdʒektɪv/

ترجمه

adj. مبتنی بر یا تحت تأثیر احساسات، ذائقه‌ها یا نظرات شخصی بودن، به جای اینکه بر اساس واقعیت‌ها یا منطق باشد

جملات نمونه

her opinion on the artwork is purely subjective.

نظر او در مورد آثار هنری کاملاً ذاتی است.

beauty standards are highly subjective and vary across cultures.

معیارهای زیبایی بسیار ذاتی هستند و در فرهنگ‌ها متفاوت است.

the critic admitted his review was somewhat subjective.

منتقد اعتراف کرد که بررسی او به نوعی ذاتی بود.

making subjective judgments about complex issues can be problematic.

ارائه داوری‌های ذاتی در مورد مسائل پیچیده می‌تواند مشکل‌آفرین باشد.

personal preferences often lead to subjective decision-making.

ترجیحات شخصی اغلب منجر به تصمیم‌گیری‌های ذاتی می‌شود.

the survey revealed highly subjective responses among participants.

این پرسش‌نامه نشان داد که پاسخ‌های شرکت‌کنندگان بسیار ذاتی است.

his assessment was based on subjective criteria rather than objective data.

ارزیابی او بر اساس معیارهای ذاتی و نه داده‌های موضوعی بود.

subjective experiences shape how we perceive the world around us.

تجربیات ذاتی نحوه دیدگاه ما به دنیای اطراف را شکل می‌دهد.

the professor warned against using subjective language in academic writing.

پروفسور هشدار داد که از زبان ذاتی در نوشتن مقالات علمی استفاده نکنید.

emotional reactions are naturally subjective and differ from person to person.

reaksiyon‌های عاطفی به طور طبیعی ذاتی هستند و از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.

subjective well-being varies significantly with age and life circumstances.

خوشبختی ذاتی با سن و شرایط زندگی به طور قابل توجهی متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید