subjoining

[ایالات متحده]/səbˈdʒɔɪn/
[بریتانیا]/səbˈdʒɔɪn/

ترجمه

vt. چیزی را اضافه یا متصل کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

subjoin details

افزودن جزئیات

subjoin notes

افزودن یادداشت‌ها

subjoin information

افزودن اطلاعات

subjoin comments

افزودن نظرات

subjoin evidence

افزودن مدارک

subjoin references

افزودن ارجاعات

subjoin examples

افزودن نمونه‌ها

subjoin sections

افزودن بخش‌ها

subjoin appendices

افزودن ضمائم

subjoin data

افزودن داده‌ها

جملات نمونه

when you write your report, please subjoin the necessary data.

هنگام نوشتن گزارش خود، لطفاً داده های لازم را پیوست کنید.

he decided to subjoin his comments at the end of the document.

او تصمیم گرفت نظرات خود را در پایان سند پیوست کند.

the professor asked us to subjoin references to our essays.

استاد از ما خواست مراجع را به مقالاتمان پیوست کنیم.

it's important to subjoin a summary to your presentation.

اضافه کردن یک خلاصه به ارائه شما مهم است.

make sure to subjoin your contact information in the email.

مطمئن شوید اطلاعات تماس خود را در ایمیل پیوست کنید.

in the final report, they chose to subjoin additional findings.

در گزارش نهایی، آنها تصمیم گرفتند یافته های بیشتری را پیوست کنند.

she will subjoin her signature to validate the agreement.

او برای تایید توافق نامه، امضای خود را پیوست خواهد کرد.

they plan to subjoin a list of recommendations at the end.

آنها قصد دارند لیستی از توصیه ها را در پایان پیوست کنند.

can you subjoin a few examples to clarify your point?

آیا می توانید چند نمونه برای روشن کردن نظر خود پیوست کنید؟

the author decided to subjoin an appendix for further details.

نویسنده تصمیم گرفت برای اطلاعات بیشتر، پیوست را پیوست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید