subluxes

[ایالات متحده]/[sʌbˈlʌks]/
[بریتانیا]/[sʌbˈlʌks]/

ترجمه

n. نابه‌هنگامی جزئی یک مفصل؛ جابه‌اندازی کمی یک مهره.
v. جابه‌اندازی جزئی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

subluxes easily

پریشانی‌های آسان

subluxes frequently

پریشانی‌های مکرر

subluxes occur

پریشانی‌ها رخ می‌دهند

subluxes now

پریشانی‌ها اکنون

subluxes often

پریشانی‌های معمول

جملات نمونه

the chiropractor assessed my spine for any subluxes.

چیروپراکتور بازرسی ستون فقرات من را برای هرگونه ساب لکسی را انجام داد.

regular adjustments can help correct spinal subluxes.

تغییرات منظم می‌تواند به اصلاح ساب لکسی‌های ستون فقرات کمک کند.

he suspected a subluxation in my neck after the accident.

او پس از حادثه ساب لکسی در گردن من را مشکوک بود.

subluxes can interfere with the nervous system's function.

ساب لکسی‌ها می‌توانند عملکرد سیستم عصبی را مختل کنند.

x-rays were taken to identify any vertebral subluxes.

رخت‌های ایکس برای شناسایی هرگونه ساب لکسی فقرات گرفته شد.

the patient reported pain related to a subluxation in his lower back.

بیمار دردی را که مربوط به ساب لکسی در پایین پشت او بود، گزارش داد.

manual therapy is often used to address subluxes.

درمان دستی اغلب برای رفع ساب لکسی‌ها استفاده می‌شود.

early detection and correction of subluxes are important.

تشخیص و اصلاح زودهنگام ساب لکسی‌ها اهمیت دارد.

subluxes in the cervical spine can cause headaches.

ساب لکسی‌های در ستون فقرات گردن می‌توانند موجب سردرد شوند.

the goal is to restore proper joint motion after subluxes.

هدف بازگرداندن حرکت مناسب مفاصل پس از ساب لکسی‌ها است.

he uses a variety of techniques to correct subluxes.

او از مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای اصلاح ساب لکسی‌ها استفاده می‌کند.

subluxes can contribute to muscle imbalances and pain.

ساب لکسی‌ها می‌توانند باعث عدم تعادل عضلانی و درد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید