subpoenaed

[ایالات متحده]/səˈpiː.nəd/
[بریتانیا]/səˈpiː.nəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با احضاریه کسی را احضار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

subpoenaed witness

شهادت شاهد احضار شده

subpoenaed documents

مدارک احضار شده

subpoenaed testimony

شهادت احضار شده

subpoenaed records

سوابق احضار شده

subpoenaed evidence

گواهی احضار شده

subpoenaed party

طرف احضار شده

subpoenaed individual

فرد احضار شده

subpoenaed information

اطلاعات احضار شده

subpoenaed materials

مواد احضار شده

subpoenaed case

پرونده احضار شده

جملات نمونه

the witness was subpoenaed to testify in court.

شهادت دادن در دادگاه، شاهد احضار شد.

she was subpoenaed for the documents related to the case.

او برای اسناد مربوط به پرونده احضار شد.

the attorney subpoenaed the records from the hospital.

وکیل، سوابق بیمارستان را احضار کرد.

he felt nervous after being subpoenaed by the grand jury.

او بعد از احضار توسط هیئت منصفه احساس اضطراب کرد.

the company was subpoenaed for its financial statements.

شرکت برای ارائه صورت‌های مالی خود احضار شد.

after being subpoenaed, she hired a lawyer for advice.

پس از احضار، او برای مشاوره وکیلی استخدام کرد.

they were subpoenaed to appear at the trial next week.

آنها برای حضور در دادگاه هفته آینده احضار شدند.

the judge issued a subpoena for the missing evidence.

قاضی برای ارائه مدارک گمشده، احضاریه صادر کرد.

being subpoenaed can be a stressful experience.

احضار می‌تواند یک تجربه استرس‌زا باشد.

he was subpoenaed as part of the investigation.

او به عنوان بخشی از تحقیقات احضار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید