| جمع | sunshafts |
sunshaft breaks
شکستن سونشافت
sunshaft filters
فیلترهای سونشافت
sunshaft streams
جریان سونشافت
sunshaft catches
گرفتن سونشافت
through sunshaft
از طریق سونشافت
golden sunshaft
سونشافت طلایی
sunshaft pierces
ثủng کردن سونشافت
bright sunshaft
سونشافت روشن
sunshaft illuminates
روشن کردن سونشافت
sunshaft gleams
چراغ سونشافت
a golden sunshaft broke through the clouds at sunset.
یک میله خورشیدی طلایی از ابرها شکست و در آفتاب غروب عبور کرد.
the warm sunshaft illuminated the dusty room.
میله خورشیدی گرم نور داد و اتاق گرد و غبار را روشن کرد.
she sat in a beam of sunshaft light reading her book.
او در یک میله نور خورشیدی نشست و کتاب خود را میخواند.
the morning sunshaft streamed through the curtains.
میله خورشیدی صبح گذارههای پرده را عبور داد.
a sudden sunshaft pierced the dark forest.
یک میله خورشیدی ناگهان جنگل تاریک را نفوذ کرد.
the photographer waited for the perfect sunshaft.
فotograf برای میله خورشیدی کامل منتظر میماند.
golden sunshafts danced on the water surface.
میلههای خورشیدی طلایی روی سطح آب رقصیدند.
the sunshaft filtered through the canopy leaves.
میله خورشیدی از برگهای تاج گذشت.
a bright sunshaft warmed the cold marble floor.
یک میله خورشیدی روشن زمین یخزده مрамر را گرم کرد.
the artist painted the sunshaft streaming through the window.
هنرمند میله خورشیدی عبور کرده از پنجره را نقاشی کرد.
afternoon sunshafts created long shadows in the room.
میلههای خورشیدی عصر در اتاق سایههای طولانی ایجاد کردند.
the sunshaft spotlighted the ancient statue.
میله خورشیدی آثار باستانی را روشن کرد.
sunshaft breaks
شکستن سونشافت
sunshaft filters
فیلترهای سونشافت
sunshaft streams
جریان سونشافت
sunshaft catches
گرفتن سونشافت
through sunshaft
از طریق سونشافت
golden sunshaft
سونشافت طلایی
sunshaft pierces
ثủng کردن سونشافت
bright sunshaft
سونشافت روشن
sunshaft illuminates
روشن کردن سونشافت
sunshaft gleams
چراغ سونشافت
a golden sunshaft broke through the clouds at sunset.
یک میله خورشیدی طلایی از ابرها شکست و در آفتاب غروب عبور کرد.
the warm sunshaft illuminated the dusty room.
میله خورشیدی گرم نور داد و اتاق گرد و غبار را روشن کرد.
she sat in a beam of sunshaft light reading her book.
او در یک میله نور خورشیدی نشست و کتاب خود را میخواند.
the morning sunshaft streamed through the curtains.
میله خورشیدی صبح گذارههای پرده را عبور داد.
a sudden sunshaft pierced the dark forest.
یک میله خورشیدی ناگهان جنگل تاریک را نفوذ کرد.
the photographer waited for the perfect sunshaft.
فotograf برای میله خورشیدی کامل منتظر میماند.
golden sunshafts danced on the water surface.
میلههای خورشیدی طلایی روی سطح آب رقصیدند.
the sunshaft filtered through the canopy leaves.
میله خورشیدی از برگهای تاج گذشت.
a bright sunshaft warmed the cold marble floor.
یک میله خورشیدی روشن زمین یخزده مрамر را گرم کرد.
the artist painted the sunshaft streaming through the window.
هنرمند میله خورشیدی عبور کرده از پنجره را نقاشی کرد.
afternoon sunshafts created long shadows in the room.
میلههای خورشیدی عصر در اتاق سایههای طولانی ایجاد کردند.
the sunshaft spotlighted the ancient statue.
میله خورشیدی آثار باستانی را روشن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید