superciliousnesses

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈsɪlɪəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈsɪlɪəsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت خودبزرگ‌بینی یا تحقیرآمیز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

superciliousnesses abound

اوج خودنمایی

displaying superciliousnesses

نشان دادن خودنمایی

superciliousnesses in conversation

خودنمایی در گفتگو

overcome superciliousnesses

غلبه بر خودنمایی

superciliousnesses and arrogance

خودنمایی و غرور

exhibit superciliousnesses

نشان دادن خودنمایی

embrace superciliousnesses

پذیرش خودنمایی

superciliousnesses in society

خودنمایی در جامعه

challenge superciliousnesses

چالش خودنمایی

superciliousnesses revealed

خودنمایی آشکار شد

جملات نمونه

his superciliousnesses often alienate his friends.

خودپسندی او اغلب دوستانش را بیگانه می‌کند.

she spoke with a tone of superciliousnesses that annoyed everyone.

او با لحنی خودپسندانه صحبت کرد که باعث ناراحتی همه شد.

the superciliousnesses of the wealthy can be off-putting.

خودپسندی ثروتمندان می‌تواند آزاردهنده باشد.

his superciliousnesses were evident in his interactions.

خودپسندی او در تعاملاتش آشکار بود.

they were criticized for their superciliousnesses during the meeting.

آنها به دلیل خودپسندی خود در طول جلسه مورد انتقاد قرار گرفتند.

her superciliousnesses made it hard for her to make new friends.

خودپسندی او باعث شد که برقراری ارتباط با دوستان جدید برایش دشوار باشد.

superciliousnesses can often mask insecurities.

خودپسندی اغلب می‌تواند ناامنی‌ها را پنهان کند.

his superciliousnesses were a defense mechanism.

خودپسندی او یک مکانیسم دفاعی بود.

people tend to avoid those who display superciliousnesses.

مردم معمولاً از کسانی که خودنمایی می‌کنند دوری می‌کنند.

the superciliousnesses of the critic were hard to ignore.

خودنمایی منتقد قابل چشم پوشی نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید