supresses

[ایالات متحده]/səˈprɛsɪz/
[بریتانیا]/səˈprɛsɪz/

ترجمه

v. تقدیم اسناد اضافی؛ اعمال فشار

جملات نمونه

the government suppresses dissent through strict media regulations.

دولت با قوانین رسانه‌ای سخت‌گیرانه، مخالفت را سرکوب می‌کند.

the medicine suppresses the symptoms but does not cure the disease.

دارو علائم را سرکوب می‌کند اما بیماری را درمان نمی‌کند.

stress suppresses the immune system, making people more vulnerable to illness.

استرس سیستم ایمنی را سرکوب می‌کند و انسان‌ها را در برابر بیماری‌ها آسیب‌پذیرتر می‌کند.

the dictator suppresses any opposition to his regime.

دیکتاتور هر گونه مخالفتی علیه رژیم خود را سرکوب می‌کند.

the company suppresses negative reviews about its products.

شرکت نظرات منفی درباره محصولات خود را سرکوب می‌کند.

caffeine suppresses appetite and can aid in weight loss.

کافئین اشتها را سرکوب می‌کند و می‌تواند در کاهش وزن کمک کند.

the army suppressed the rebellion with brute force.

نیروی اردو با قدرت فیزیکی جنبش مخالف را سرکوب کرد.

her smile suppressed her true feelings of anger.

خنده او احساسات واقعی غصه‌اش را سرکوب کرد.

the new policy suppresses economic growth in rural areas.

سیاست جدید رشد اقتصادی در مناطق روستایی را سرکوب می‌کند.

the darkness of the room suppressed his fear temporarily.

تاریکی اتاق به طور موقت خوف او را سرکوب کرد.

the filter suppresses unwanted noise from the recording.

فیلتر صدای ناخواسته از ضبط را سرکوب می‌کند.

the body suppresses tumor cells through the immune system.

بدن با سیستم ایمنی خود سلول‌های تومور را سرکوب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید