swagged

[ایالات متحده]/swægd/
[بریتانیا]/swægd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تکان خوردن یا به جلو و عقب حرکت کردن؛ زمان گذشته و گذشته مشارکت از swag
adj. تزئین شده با پارچه آویزان

عبارات و ترکیب‌ها

swagged out

سبک و جذاب

swagged up

سبک و جذاب

swagged style

سبک جذاب

swagged look

ظاهر جذاب

swagged fit

مناسب و جذاب

swagged vibes

فضای جذاب

swagged gear

تجهیزات جذاب

swagged moves

حرکات جذاب

swagged attitude

نگاه جذاب

swagged persona

شخصیت جذاب

جملات نمونه

he swagged into the room, drawing everyone's attention.

او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.

she swagged her way through the crowd with confidence.

او با اعتماد به نفس از میان جمعیت عبور کرد.

the athlete swagged after winning the championship.

ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی با اعتماد به نفس ظاهر شد.

he swagged out of the store with his new shoes.

او با کفش‌های جدیدش از مغازه خارج شد.

she always swagged her style, making a statement.

او همیشه با اعتماد به نفس استایل خود را نشان می‌داد و حرفه‌ای به نظر می‌رسید.

they swagged around the party, enjoying the spotlight.

آنها با اعتماد به نفس در مهمانی رفت و آمد کردند و از توجه لذت بردند.

he swagged his way to the front of the line.

او با اعتماد به نفس به جلوی صف رسید.

with his new haircut, he swagged like a celebrity.

با مدل موی جدیدش، او مانند یک سلبریتی ظاهر شد.

she swagged her backpack over her shoulder.

او کوله‌پشتی خود را بر دوش انداخت.

he swagged his way through the interview, impressing everyone.

او با اعتماد به نفس در مصاحبه شرکت کرد و همه را تحت تأثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید